{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی مسافرِ این آخرین قطار نشد

کسی مسافرِ این آخرین قطار نشد
کسی که راه بیندازمش سوار نشد!

چ­قدر گل که به گلدان خالی ­ام نشکفت
چقدر بی ­تو زمستان شد و بهار نشد

من و تو پای درختان چه قدر ننشستیم!
چه قلب­ها که نکندیم و یادگار نشد

چه روزها که بدون تو سال­ها شد و رفت
چه لحظه ­ها که نماندیم و ماندگار نشد

همیشه من سرِ راهِ تو بودم و هربار
کنار آمدم و آمدم کنار، نشد!

قرار شد که بیایی قرار من باشی
دوباره زیر قرارت زدی!؟ قرار نشد...
دیدگاه ها (۲)

کار خودمه کامنت لطفا نظر بدید

آهای سیزدتون بدردشمنانتون در به دررفقاتون گل به سرگرفتاریاتو...

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصل...

اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارم سعادتی ست تو را داشتن که من...

پایان ۶۹ سال فراقزمستان سال ۳۶ به عتبات رفتم. فلسفه‌ی این سف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط