خیانت
#خیانت
چی به سرِ آدمی میارید، که همه جوره باهاتون
پا به پاتون اومده؟ دیروز تو اتوبوس
از دیدنِ دختر و پسری که کنار هم نشستهبودن
یادِ خودم افتادم! یاد اون روزا، که حاضر بودم
پای پیاده و با اتوبوس باهات تا ته دنیا
بیام. تــو دانشجو بودی من دبیرستانی، پول تو
جیبی من از پول تو جیبی تو بیشتر بود! یادمـه
به بهونههای مختلف "برات کادو میخریدم"
گوشی که مارک گوشی خودم باشه و کتونی که
مثل کتونی خودم باشه یادمه کافهها رستورانها
رو از رو قیمت منوهاش انتخاب میکردم
که تو بتونی صورت حساب رو پرداخت کنی که:
مردونگیت جلو من خدشه دار نشه! ما چند سال
کنارِ هم زندگی کردیم زیر یه سقف نه!
اما تو یه شهر کنار هم قدم زدیم عاشقی کردیم
به هم قول دادیم به هم اعتماد کردیم، میدونی؟
چندسال از جوونی یه آدم یعنی چی؟!
کی هلت داد که درستو تمومکنی که فوق بخونی
که دنبالِ کار بگردی؟ کی قوتِ قلبت بود وقتیکه
سرخورده از تمامِ این چالشا برمیگشتی؟
حالا تو بزرگ شدی، با فیشِ حقوقِ میلیونی، با
دست بازتر برای انتخابِ آدمایی رنگ وارنگ و
جذاب تر، من بزرگ شدم با یه داغ پشتِ
دستم با یه داغ کفِ پام که دیگه دستِ کسیرو
نگیرم و پا به پاش، «از چاله چوله هاش نپرم»
چیکار میکنید با باورِ یه آدم که بعد شما
دچارِ «خودخواهیِ مزمن» میشه؟ که از اونور
میافته و حتی واسه خودشم غریبهمیشه؟ من
دیگه نیستم حتی اگه این روزا پشیمون
باشی، قلم پام شکسته، دلم، دستم... "چطوری
میزنید که دل و دست و پارو باهم میشکونید؟
چی به سرِ آدمی میارید، که همه جوره باهاتون
پا به پاتون اومده؟ دیروز تو اتوبوس
از دیدنِ دختر و پسری که کنار هم نشستهبودن
یادِ خودم افتادم! یاد اون روزا، که حاضر بودم
پای پیاده و با اتوبوس باهات تا ته دنیا
بیام. تــو دانشجو بودی من دبیرستانی، پول تو
جیبی من از پول تو جیبی تو بیشتر بود! یادمـه
به بهونههای مختلف "برات کادو میخریدم"
گوشی که مارک گوشی خودم باشه و کتونی که
مثل کتونی خودم باشه یادمه کافهها رستورانها
رو از رو قیمت منوهاش انتخاب میکردم
که تو بتونی صورت حساب رو پرداخت کنی که:
مردونگیت جلو من خدشه دار نشه! ما چند سال
کنارِ هم زندگی کردیم زیر یه سقف نه!
اما تو یه شهر کنار هم قدم زدیم عاشقی کردیم
به هم قول دادیم به هم اعتماد کردیم، میدونی؟
چندسال از جوونی یه آدم یعنی چی؟!
کی هلت داد که درستو تمومکنی که فوق بخونی
که دنبالِ کار بگردی؟ کی قوتِ قلبت بود وقتیکه
سرخورده از تمامِ این چالشا برمیگشتی؟
حالا تو بزرگ شدی، با فیشِ حقوقِ میلیونی، با
دست بازتر برای انتخابِ آدمایی رنگ وارنگ و
جذاب تر، من بزرگ شدم با یه داغ پشتِ
دستم با یه داغ کفِ پام که دیگه دستِ کسیرو
نگیرم و پا به پاش، «از چاله چوله هاش نپرم»
چیکار میکنید با باورِ یه آدم که بعد شما
دچارِ «خودخواهیِ مزمن» میشه؟ که از اونور
میافته و حتی واسه خودشم غریبهمیشه؟ من
دیگه نیستم حتی اگه این روزا پشیمون
باشی، قلم پام شکسته، دلم، دستم... "چطوری
میزنید که دل و دست و پارو باهم میشکونید؟
- ۱.۴k
- ۰۹ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط