{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچه بودم میگفتند

وقتی بچه بودم میگفتند
هروقت به تنهایی توانستی
بندکفشهایت راببندی
بزرگ شده ای
اما
من به فرزندم خواهم گفت
هروقت ازبخشیدن کفشهایت
به انسان پابرهنه ای خوشحال شدی
بزرگ شده ای.
دیدگاه ها (۳)

چشمان من وآینه تارندهنوزخاک آمده وخواب ندارندهنوزتهران،توکنا...

.

تمام گیانه گه م ئیلام،ئه گه ر هه رزی وه قورباندهناسم که م وه...

گران باش بگذارتا بهایت راپرداخت کنند آدم ها چیزهای مفت را ...

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن ک...

سناریو

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

جونگکوکا تو واقعا داره ۲۹ سالت میشه؟ ‌ولی تو هنوز برای ما آر...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:28خوب که شدی میریم اونجا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

شاهزاده دوست داشتنی من

کپشن مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط