{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از فانتزیام اینه که 4شنبه سوری جلوی پای یه خانم باردا

یکی از فانتزیام اینه که 4شنبه سوری جلوی پای یه خانم باردار بمب ساعتی بندازن و منم خودمو طی یک حرکتی اسلوموشن پرشی پرت کنم روش ولی قبل از رسیدن بهش منفجر بشه و صورتم مثل این انفجارهای تام و جری سیاه بشه و زل بزنم توی دوربین تا من باشم دیگه از این فانتزی های جانفشانانه از خودم منتشر نکنم !
دیدگاه ها (۶)

4شنبه سوری داره میاد ، شاخه های خشکیده دلتو تو آتیش امروز بس...

.واست آتیش روشن کردم که آخر زمستونهچهارشنبه ی آخر سال قلب من...

.بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بی...

واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونهچهار شنبه ی اخر سال قلب من...

جادویی عشق part ۷۶لبخند زدم. وی بلند شد و فقط گفت: حاضر شو. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط