مهریه مادر بزرگم هزار تومن بود

‏مهریه مادر بزرگم ٥ هزار تومن بود

یه سری پدربزرگم باش دعواش شد دست کرد تو جیبش دو پاکت وینستون انداخت جلو مادربزرگم گفت پاشو برو خونه بابات
#*****
شباهت زندگی من و انیشتین در اینه که

هر دو بچگیهامون خنگ بودیم ولی خب
من تو بزرگسالی موضعم رو حفظ کردم
اون نامرد رفیق نیمه راه بود
#*****
به مهمون گفتن بفرما شام
‏گف خونه شام خوردم
‏اصرار میکنید یه مزه مزه میکنم


‏بعد یه ساعت صابخونه گفت

‏داداش ایندفعه خونه مزه مزه کن شام اینجا بخور
#*****
یه سری تواتوبوس اومدم به دختر بگم میتونم کنارتون بشینم اشتباهی گفتم میتونم بغلتون بشینم

تو کیفش آجرگذاشته بود کلا دیگه اون روزو یادم نمیاد
#*****
یکی از سرگرمی های من اینه که:
وقتی دوستام عکس دوس دخترشون رو بهم نشون میدن،

گوشیشون رو میگیرم میزنم تو دیوار با گریه میگم خـــودشه!
همین منو ول کرد و رفت
خیلی حال میده
سرگرمی سالمیه
ب شمام پیشنهاد میکنم.
دیدگاه ها (۱)

‏مهریه مادر بزرگم ٥ هزار تومن بودیه سری پدربزرگم باش دعواش ش...

تابلو زدن‌ تو جاده:«خطر مرگ»همینبدون هیچ توضیحیخب لامصب خطر ...

فیلم اینتراستلار دیده بودم جو گرفته بودتم میخواستم درس خوندن...

تو این فیلم خارجیا که مادر و پدره دعواشون می شه یه دفعه بچه ...

پارت هشتم گمشده ای شرق

سعی کردم مغز خودم رو درگیر سوالی که روی مغزم حک شده دور باشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط