{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحتون به خیر

صبحتون به خیر
هوای سرد زمستونی و بخاری و چای نوش جونتون😍

جونم براتون بگه که
اصغر یهو هوس میکنه که زن بگیره
میره به مامانش میگه
من میخوام برام بری خواستگاری😍

مادرش گفت کیو میخوای
اصغر میگه . قشنگ باشه قدش بلند باشه😁
مادرش گفت امروز عروسی داریم
دخترا فامیل همه میان
یه چادر سرت کن باهامون بیا داخل
هر کیو میخوای انتخاب کن😍
اصغر هم چادر پوشید و رفت داخل
یه دختر قشنگ و قد بلند
و با جمالات🍑 رو دید😍
رفت و گفت من اصغرم😊
با من ازدواج میکنی؟
دختره جواب داد زر مفت نزن مشنگ
منم صادق پسر عمت😂😂😂😂
دیدگاه ها (۱۳)

چیکار میکنن اینا😂

رمان[مافیای خشن]😈❤پارت:دوم لیا:کمک منو از دست این روانی نجات...

عشق من part 17= خیل خب بهتره بریم خونه دیگعویو لیا وقتی رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط