{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت3

پارت3
راسیاتش یجورایی اون استرالیایی به حساب میاد چون اون از اون سال تا الان با خانوادش رفته استرالیا و اونجوری که بابام گفته قراره از استرالیا به مدرسه ما انتقالی بگیره.
من از بچگی خیلی سختگیرانه بزرگ شدم پس کامل از زبان انگلیسی سر در میارم و برام راحته باهاش حرف زدن، پدر من و پدر اون باهم دوست و همکار بودن و اینجوری شد که منم با اون دوست شدم.
اسمش جیک شیم و همونجوری که فهمیدید اون پسره، من از زمان دبستان خیلی تغییر کردم چون اون زمان خیلی چاق بودم و الان لاغر شدم برای همین به بابام گفتم نگه من توی اون مدرسه درس میخونم، پس اون منو نمیشناسه و بابت این خیالم راحته چون میخوام اون منو به عنوان کسی نگاه کنه که.... هیچی فقط زیادی رفتم تو فازش و...
بالاخره رسیدم به مدرسه
(علامت یون بیون *)
*یااا جونگ سوهیون چرا امروز انقدر نیشت بازه؟
+(بله این کسی که میبینید دوست یکی یدونمه مثلا😔)
+هیچی فقط.... عه کم کم زنگ میخوره باید بریم سر کلاس قبل از اینکه معلم بیاد سر کلاس
*باشه، بعدا حرف میزنیم😑


(توی کلاس)
دینگ دنگ(زنگ کلاس)

*سوهیون میگما یه چیزی میدونی امروز دانش اموز انتقالی داریم؟
+واقعا؟(معلومه زود تر از توهم میدونستم)
+راستی تو از کجا میدونی؟
*وقتی....
___________________________
#هشت_خوش_شانس#فیک#انها_یپن
راستی بچه ها بعضی از کلماتو که توی پرانتز مینویسم یعنی اون شخص داره تو فکرش اینو میگه🙂
شرایط پارت بعد: 10لایک، 20 کامنت
دیدگاه ها (۲۴)

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

قسمت دوم روز بعد امروز روز اول مدرسه هست دوست ندارم برم مدر...

عشقی حقیقی

اگه رفتید مدرسه بیاید تعریف کنید چه جوری گذشتت✨🤧 به من که ام...

فیک تهیونگ

رمان عشق بین خانواده پارت اولصبح از خواب بیدار شدم خیلی خواب...

.MY GOOD MISTAKE.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط