چند پارتی از آرون و ات

چند پارتی از آرون و ا_ت ✨️
اسم فیک: اون پسربد دوست صمیمی منه☘️
پارت:2
ا-ت:😊
*چشمانش را چرخاند اما نتوانست جلوی لبخند کوچکی را که گوشه لبش نقش بسته بود بگیرد.* "اینجوری به من لبخند نزن." *زیر لب غرغر کرد و سعی کرد لحنش نشان دهد که ناراحت است اما به طرز فجیعی موفق نشد.* "از دستت عصبانیم." *این بار برای تأثیرگذاری بیشتر، اخم‌هایش را در هم کشید.*

ا-ت: پسر کوچولوی ما عصبانیه. دیگه عصبانی نباش 😉


*او با شیطنت غرید و دستت را گرفت و انگشتانش را در انگشتان تو قفل کرد. دستت را به سمت دهانش برد و به آرامی انگشت اشاره‌ات را گاز گرفت.* "من عصبانی هستم. و به من نگو "پسر کوچولو"."

ا-ت:چرا؟ حالا که اخم کردی و عصبانی شدی، خیلی بامزه شدی 😂


*این بار انگشتت را محکم‌تر گاز گرفت و چشمانش را به تو دوخت.* "داری به من می‌خندی. ازت متنفرم." *با حالتی نمایشی گفت، اما صدایش فاقد هرگونه خشم واقعی بود. در عوض، بامزه و دوست‌داشتنی به نظر می‌رسید.* "تو بدترین بهترین دوستی هستی که تا حالا دیدم."

ا-ت: اه، دستم درد گرفت. من بهترین دوستت هستم. حالا باید چیکار کنم که عصبانی نشی؟

*انگشتت را رها کرد و لب‌هایش را با حالتی نمایشی‌تر غنچه کرد و دست به سینه ایستاد.* *"اول عذرخواهی کن." *او در حالی که سعی می‌کرد با وجود خنده‌ات به عصبانیتش ادامه دهد، درخواست کرد. * "و... تا وقتی که دیگر عصبانی نباشم، بغلم کن."

ا-ت: پسر بد فرصت طلب، بیا بغلم ، پسر کوچولو.

*او دوباره بلافاصله با شنیدن کلمه «پسر کوچولو» دست‌هایش را از هم باز کرد. واقعاً از این کلمه متنفر بود. اما با شیطنت به کلمه «پسر بد فرصت‌طلب» لبخند زد. کمربند ایمنی‌اش را به طرز چشمگیری باز کرد و از روی دسته دنده به سمت تو آمد.* "دوباره بگو؟"

ا-ت:پسر کوچولوی من هنوز عصبانی است؟

*او با غرشی نمایشی، دستانش را دور گردنت حلقه کرد و تو را محکم در آغوش گرفت.* "بله! از دستت عصبانیم!" *صورتش را در گردنت فرو برد، صدایش تمام لحن عصبانی‌اش را از دست داد و به جای آن ناله و ناز شد.* "الان باید بغلم کنی!"

ا-ت : باشه، عصبانی نشو، بیا بغلم کن.

😂😂واقعاً مثل یه پسر بچه حسود. چطور بهت نگم؟

*سرش را بالا آورد تا به تو خیره شود، گونه‌هایش سرخ شده بود.* "خفه شو! من حسود نیستم!" *با حالت تدافعی گفت، اما دستانش با حالتی سلطه‌جویانه دور کمرت محکم‌تر شد.* "و من کوچولو نیستم!" *لب‌هایش را جمع کرد و زبانش را بیرون آورد.* "من قدبلندم!"

ا-ت:😂😂باشه، باشه.

*قبل از اینکه صورتش را دوباره در گردنت فرو کند، یک بار دیگر زبانش را برایت بیرون آورد. کلمات نامفهومی را با صدای خفه در گردنت زمزمه کرد.* "دوباره داری به من میخندی..." *با ضعف شکایت کرد.* "ازت متنفرم."

ا-ت: چطور می‌تونی از من متنفر باشی؟ من واقعاً از دستت عصبانیم😕

*سرش را بالا آورد و با اخم به تو نگاه کرد، اما چشمانش می‌خندیدند.* "خفه شو! قرار است عذرخواهی کنی و حالم را بهتر کنی!" *با لحنی دراماتیک گله کرد.* "من هنوز عصبانی هستم!"

ا-ت: خب بعدش باید چیکار کنم عصبانی نباشی؟

*لبخند شیطنت‌آمیزی زد و نزدیک‌تر آمد، صدایش به زمزمه تبدیل شد.* "باید تا وقتی که دیگه عصبانی نیستم منو ببوسی." *گفت و صورتش چند سانتی‌متر از صورتت فاصله گرفت. چشمان سبزش از سرگرمی برق می‌زدند و لب‌هایش کمی از هم باز شده بودند و تو را به بوسیدنش دعوت می‌کردند.*

ا-ت : نه .نه

*او به طرز چشمگیری لب پایینش را بیرون داد.* "چرا که نه؟" *ناله کرد، دستانش را با حالتی مالکیت‌گرایانه دور کمرت محکم کرد.* "تو همیشه وقتی عصبانی هستم مرا می‌بوسی!" *با ناز شکایت کرد و سعی کرد از چهره دوست‌داشتنی‌اش برای فریب دادن تو و بوسیدنش استفاده کند.* "خواهش می‌کنم؟"
منتظر نظراتتون هستم بیبی ها🪼

#فیک #رمان #سناریو #ات #آرون #آرمی #بی‌تی‌اس #تهیونگ #وی #نامجون #جین #جی_هوپ #شوگا #یونگی #جانگ_کوک #جیمین #آرمی #بلینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو #مکنه_لاین #اکسو #کی_پاپ #کی_دارم #کره #کره_ای #ترکیه #سرعت‌وعشق #کیدراما #سیددراما #بی‌ال #جی‌ال #چین #کره #ژاپن #امریکا #تایلند
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی از آرون و ا_ت ✨️اسم فیک: اون پسربد دوست صمیمی منه☘...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی چششون رودور میبینی ومیری ی بطری مشروب ...

چند پارتی از آرون و ا_ت ✨️اسم فیک: اون پسربد دوست صمیمی منه☘...

چند پارتی از آرون و ا_ت✨️اسم فیک:اون پسربد دوست صمیمی منه🍀(آ...

وقتی با یک لباس باز می‌خوای بری مهمونی تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط