{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گریه میخواهد دلم از #هجر بی پایان دوست

#گریه میخواهد دلم از #هجر بی پایان دوست
هر نفس تکرار عشق بی فرجام اوست

هرشب ازیادش چنان دردی درون سینه است
صدهزاران تیر خورده، گویی از مژگان دوست

#حسن_باقری
دیدگاه ها (۲)

#آدم ها نیـاز دارندلااقل به یک نفریک نفر که همه جوره بلدشان ...

#رفیق همیشگی من....بیخیال این جماعت شو...این جماعت از حال دل...

مرا به یاد خیابانی بیندازپر از #پاییزو مردی که دست هایم رابه...

#مرگ من روزی فرا خواهد رسیددر بهاری روشن از امواج نوردر زم...

به‌جهت این مصیبت‌های جانسوز و این داغِ بی‌انتها، به پیشگاه ح...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

وارث شرکت LS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط