{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما فقد دیر آمدم خونهات تهیونگP

اما فقد دیر آمدم خونه(ا.ت تهیونگ)P;¹

ادامه...👇🏻


ته رفت کوتشو برداشت و از خونه آمد بیرون رفت سوار ماشین شد اینقدر عصبی شده بود سرشو میزد به فرمون ا.ت از خونه نیومد بیرون و رف تو اتاق و ولو شد تو تخت تهیونگ ماشینو روشن کرد و رفد که بره پیشه کوک جین اعضا و نزدیک راهش خونه کوک بود رفت خونه کوک و در زد کوک درو باز کرد چون آلن داشت یه فیلم میدید ته هم عصبی بود و هم ناراحت

کوک.ت..تهیونگ اینجا چیکار می‌کنی مگ الن ا.ت منتظرت نیس

تهیونگ .اسمشو نیار

کوک.چی شده آخه

تهیونگ .چون دیر رفتم خونه بلند شده به خودش رسیده با الیاس باز رفته بار فقد چون دیر رفتم خونه از. کمپانی آخه من. برم یقه کیو بگیرم گردنش قرمز بود که مسم بود

کوک. شعتت تو بار در پسره زن کم هست بعد رفته با فقد چون دیر رفتی. خونههه

تهیونگ.بنظرت چرا گردنش یه قرمزی داشت م..من چیزی نمی‌گم(بغضش گرفت)

کوک.بغض نکن ول امید وار باش اون چیزی. که تو فکر دوتامون هس نباشه

تهیونگ.یچی بگم

کوک.بگو
تهیونگ. وقتی تو راه بودم نیم ساعتی. که رسیدم تو راه یه ون دیدم که دقیق از. طرف خونه ما آمده بود شیشه های دودی بود


کوک.شتتتت

تهیونگ.چ...چرا باهام این کارو کرد م... مگه چیکارش کردم (بغضی‌بد)

کوک .ته ول کن اینقدر خودتو ناراحت نکن

تهیونگ.ب..باشه ا..اگر تونسم

کوک ‌.ته میخوای اینجا بمونی یا بری. خونه

تهیونگ.ن....نمیدونم ول بهتر برم خونه

کوک.میخای اینجا بمونی فوقش فردا عصر بری. خونه

تهیونگ.ن میرم خونه

کوک.الن لابد خوابه

تهیونگ.ار
تهیونگ از کوک خدافظی کرد. و بعد رف خونه ا.ت رو تخت نبود وقتی داش میرف‌ تو اتاق صدای جیغ و گریه داد از تو حموم شنید رف. در باز کنه درد فقله یهو خون از زیر در آمد بیرون ولی ا.ت فقد داد میزد و گریه میکرد تهیونگ هرجور تونس درو باز کرد ا.ت رو زمین که کاشی سفید بود ول خونی بود خونه زیاد ا.ت فقد داد میزد و گریه میکرد داشت با چاقو دسشو فقد میزد تهیونگ رف چاقو رو ازش گرفت و بعد پرت کرد یجا ا.ت رو بغل کرد نوشته بود رو زمین و بغض بدی داشت بعد ا.ت رو تو بغلش فشار میداد ا.ت فقد گریه میکرد تهیونگ سرشو بوس کرد و بعد سعی کرد ارومش کنه ولی ا.ت فقد جیغ میزد گریه میکرد داد میزد کله لباسش و دستاش خونی بود(ا.ت)تهیونگ که گرفتش بغل کله لباسش خونی شده بود ا.ت بعدها آروم شد تهیونگ تا خواب بود رف باند رو برداشت زد رو دسش و بعد لباس ا.ت رو عوض کرد گذاشتش رو تخت خودشم لباسش رو عوض کرد و بعد رف یه لیوان آب خورد حموم و جلو در پره خون بود تهیونگ که یه قلب درد شدید داشت و خودش رفته بود رو مبل نشسته بود و گریه میکرد قلبش خیلی بد درد میکرد بعد رف تو حموم و یه بسته قرص برداشت و فقد خورد دوتا بستع خالی کرد و رف رو مبل و هنوزم گریه میکرد بعد. سعی کرد گریه نکنه و اشکش نریزه داشت خفه میشد درد قلبش زیاد تر شده بود بعد ده دقع رف رو مبل خوابید
برش زمانی ساعت 10صبح ته نتونس بره کمپانی چون خیلی قرص خورده بود نمیتونس بیدار شه کوک بش زیاد زنگ زده بود وقتی بیدار شد گوشیو دید زنگ کوک زد

کوک.الو ته

تهیونگ . الو چ...چیزی شده ایقد زنگ زدی......

ادامه دارد...

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

اما فقد دیر آمدم خونه(تهیونگ&ا.ت)P;²کوک.ار چرا نیومدی امروز ...

اما فقد دیر آمدم خونه(تهیونگ&ا.ت)P;²تهیونگ .واییی چرا اوردین...

اما فقد دیر آمدم خونه(ا.ت تهیونگ)P;¹ا.ت/آخه چرا نمیاد هفت شد...

های من یـہ ـ؋ـیک نویس تازـہ وارـב هستم امیـבوارم ازم حمایت ک...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

در چنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط