{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ممنوعه

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~
*part ¹⁰*
~~~~~~~~~~~
(ویو ا/ت)
ا/ت : تو تو تو (ادمین: توتوتو تو خوشگل منی )
کی هستی اینجا چیکار میکنی (با ترس)
تهیونگ: اول آروم باش من تهیونگم کیم تهیونگ دوست جونگکوک و تو هم ا/تی
ا/ت : ها وایسا ساعت چند جونگکوک کجاست ( تند )
تهیونگ : کوک جلسس و الان ساع.......
تهیونگ : شت ساعت دوعه کوک چرا نیومده باید بهم زنگ میزد نکنه...........
ا/ت: جون.جو.....جوونگکوک کجاست چی شده بهش( با گریه )
تهیونگ اومد سمتم و بغلم کرد و سرم رو نوازش کرد و گفت
تهیونگ: هی گرل گریه نکن کوک حالش خوبه الان یکی رو میفرستم دنبالش که بیارتش
ا/ت؛: راست میگی( اشک هاشو پاک کرد)
تهیونگ : اوهوم
از بغلش در اومدم و زنگ زد به یکی
تهیونگ‌:...........
ادامه دارد 💗
دیدگاه ها (۴)

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ¹¹*. ...

{عشق ممنوعه}~~~*part ⁹*. ...

مهمهای گرل بچه‌ها فیک ها رو من هم داخل ویس گون می‌زارم هم دا...

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط