{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرش که شهید شد دلش سوخت...

پسرش که شهید شد دلش سوخت...
آخه یادش رفته بود به خاطر سیلی که زده بود عذر خواهی کنه...
با خودش گفت
جنازشو که آوردن صورتش و می بوسم...
آوردنش ولی...
بی سر....
حالا مادر و گریه های شبانه..
دیدگاه ها (۲)

همسر شهید همت:که برویم سپاه...برویم فلان سرد خانه...برویم تو...

دعا کنید امسال برم....

در لشگر 27 محمد رسول الله برادری بود که عادت داشت پیشانی شهد...

خدا را چه دیده ای...شاید با همین حسرت خوب بودن...یک روزی رفت...

~سناریو~وقتی عضو هشتمی و زیاد بهت هیت میدن و یه لایو میگیری ...

چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p4 ( آخر )--+ ا.ت .. چیشده...

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۱۰: وقتی یخ‌ها ذوب می‌شن بارون داشت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط