{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسر شهید همت:

همسر شهید همت:
که برویم سپاه...
برویم فلان سرد خانه...
برویم توی سالنی پر از درهای کشویی بسته...
برویم جلوی یکی از آنها بایستیم...
یکیش را باز کنند...
کشو را هم آرام آرام آرام بکشند عقب...
و تو ابراهیم را ببینی...
که ابراهیم همیشگی نیست...
که ان چشم های همیشه قشنگش نیست...
که خنده اش نیست...
که اصلا سری در کار نیست...
دیدگاه ها (۱)

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

🖤 مافیای منقسمت چهارم | ماشین مشکیات روی صندلی نشست و کمربند...

🦢 پارت اول | بازگشتفرودگاه سئول ــ ساعت ۹ شبدرهای شیشه‌ای فر...

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

🖤 پارت دوم | خانه‌ی دشمنصدای بسته شدن در ماشین، لانا رو از ف...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 154✦...................

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط