خلاصه داستان otagh baghli
خلاصه داستان otagh baghli
ا/ت وقتی فقط ۶ سالش بوده داخل یک تصادف پدر و مادرش رو از دست میده و بعد از این اتفاق هم اون رو به پرورشگاه میبرن
بعد از اون ا/ت ۳ سال توی پرورشگاه میمونه و در این مدت هم ا/ت رو به شدت اذیت میکنن
از اون طرف هم زنی به اسم لونا به همراه شوهرش و پسر نوجوانش به ایتالیا میرن و پس از چند روز که اون جا میمونن دشمن های شوهرش به عمارتشون حمله می کنن (شوهرش مافیا بوده ) دشمن ها شوهرش رو می کشن ولی لونا و پسرش جونگکوک میتونن فرار کنن لونا به پسرش میگه باید برگردیم کره ولی اون قبول نمی کنه و میگه من باید این جا بمونم تا بتونم یه مافیای حرفه ای بشم و انتقام پدر رو ازشون بگیرم ولی این جا برای تو خیلی خطرناکه و باید برگردی کره
لونا اولش خیلی با این موضوع مخالفت میکنه ولی بعدش راضی میشه تا برگرده کره
وقتی برگشت خیلی احساس تنهایی میکرد و افسرده شده بود و مجبور بود بره پیش تراپیست
تراپیست به اون میگه برای این که یکم حالش بهتر بشه میتونه بره و یه بچه رو به سرپرستی بگیره
لونا هم موافقت میکنه و میره پرورشگاه و از اون جایی که خیلی
دوست داشته دختر داشته باشه یه دختر بچه ۹ ساله رو به سرپرستی می گیره
بعد از این که این کارو میکنه هم خیلی حالش بهتر میشه
الان چند سال گذشته و ا/ت الان ۱۷ سالشه
الان جونگکوک بعد این همه سال میخواد برگرده کره و پیش مادرش زندگی کنه در حالی که ا/ت هم در اون خونست.....
ا/ت وقتی فقط ۶ سالش بوده داخل یک تصادف پدر و مادرش رو از دست میده و بعد از این اتفاق هم اون رو به پرورشگاه میبرن
بعد از اون ا/ت ۳ سال توی پرورشگاه میمونه و در این مدت هم ا/ت رو به شدت اذیت میکنن
از اون طرف هم زنی به اسم لونا به همراه شوهرش و پسر نوجوانش به ایتالیا میرن و پس از چند روز که اون جا میمونن دشمن های شوهرش به عمارتشون حمله می کنن (شوهرش مافیا بوده ) دشمن ها شوهرش رو می کشن ولی لونا و پسرش جونگکوک میتونن فرار کنن لونا به پسرش میگه باید برگردیم کره ولی اون قبول نمی کنه و میگه من باید این جا بمونم تا بتونم یه مافیای حرفه ای بشم و انتقام پدر رو ازشون بگیرم ولی این جا برای تو خیلی خطرناکه و باید برگردی کره
لونا اولش خیلی با این موضوع مخالفت میکنه ولی بعدش راضی میشه تا برگرده کره
وقتی برگشت خیلی احساس تنهایی میکرد و افسرده شده بود و مجبور بود بره پیش تراپیست
تراپیست به اون میگه برای این که یکم حالش بهتر بشه میتونه بره و یه بچه رو به سرپرستی بگیره
لونا هم موافقت میکنه و میره پرورشگاه و از اون جایی که خیلی
دوست داشته دختر داشته باشه یه دختر بچه ۹ ساله رو به سرپرستی می گیره
بعد از این که این کارو میکنه هم خیلی حالش بهتر میشه
الان چند سال گذشته و ا/ت الان ۱۷ سالشه
الان جونگکوک بعد این همه سال میخواد برگرده کره و پیش مادرش زندگی کنه در حالی که ا/ت هم در اون خونست.....
- ۱۷.۷k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط