هرزه ی حکومتی پارت
هرزه ی حکومتی پارت ۱۱
ویو کوک
کارام و کردم و رفتم تو اتاق ات توش بود
ات : یاااااااااا خب در بزننننننن
کوک : برای اتاق خودم باید در بزنم ؟
ات :'مگه اینجا اتاق من نیس
کوک : اتاق جفتمونه
ات : چیییی؟؟
کوک : بگیر بخواب کوچولو
ات : من کوچولو نیستممممم . داد
کوک : معلومه . خنده
ات : عهههههه بیتربیت
کوک : هییی درست صحبت کن با من
ات : ولم کن میخوام بخوابم
کوک : مثل اینکه یادت رفت من کیم هاااا
ات : ببخشید رئیس..من اینجا مزاحمم بهتر بود برم هتل تا یه خونه بگیرم
کوک : نههه این چه حرفیه لطفا راحت باشید
ویو ات
بنظرم خیلی دارم با کوک راحتتت میشم
و این بده البته شایدم خوب باشه (کجاش بدهههه عنتر لیاقت نداری )
بهتره برم یه اتاق دیگه بخوابم
ات : کوک من میرم یه اتاق دیگه بخوابم
کوک : هوفف اتاقای دیگه خالین یا اتاق شکنجن
ات : پس میرم پایین رو کاناپه بخوابم
کوک : هوفففف دستش و کشیدم و پرتش کردم رو تخت
همینجا میخوابی فهمیدی . کمی داد
ات : ب..باشه . کمی بغض
کوک : خوبه..میگم برات لباس راحتی بیارن
ات : آها باشه
کوک : رفتم و نشستم رو مبله توی اتاق
ات : دیدم خدمتکار برام لباس آورد با دیدن لباس تعجب کردم
ات : آجوما این لباس چرا انقدر بازههه؟؟ (عکسش و میزارم)
آجوما : آقای جئون گفتن این و بیارم دیگه من چیزی نمیدونم بانو
ات : هعی..باشه ممنون
ات : رئیس چرا گفتین همچین لباسی بیارن
کوک : مشکلی داری باهاش؟ . جدی و خشن
ات : نه
کوک : خب پس بپوشش دیگه
ات : هعی باشه
کوک : من میرم بیرون پوشیدی بگو بیام
ات : هوم
رفت منم لباسو پوشیدم
ویو کوک
از قصد گفتم اون لباس و براش بیارن ولی قصد بدی هم ندارم (همش دروغه🤣)
منتظر موندم تا صدام کنه
ات : رئیس بیاید تو
رفتم داخل و....
لایک یادت نره🎀💖
ویو کوک
کارام و کردم و رفتم تو اتاق ات توش بود
ات : یاااااااااا خب در بزننننننن
کوک : برای اتاق خودم باید در بزنم ؟
ات :'مگه اینجا اتاق من نیس
کوک : اتاق جفتمونه
ات : چیییی؟؟
کوک : بگیر بخواب کوچولو
ات : من کوچولو نیستممممم . داد
کوک : معلومه . خنده
ات : عهههههه بیتربیت
کوک : هییی درست صحبت کن با من
ات : ولم کن میخوام بخوابم
کوک : مثل اینکه یادت رفت من کیم هاااا
ات : ببخشید رئیس..من اینجا مزاحمم بهتر بود برم هتل تا یه خونه بگیرم
کوک : نههه این چه حرفیه لطفا راحت باشید
ویو ات
بنظرم خیلی دارم با کوک راحتتت میشم
و این بده البته شایدم خوب باشه (کجاش بدهههه عنتر لیاقت نداری )
بهتره برم یه اتاق دیگه بخوابم
ات : کوک من میرم یه اتاق دیگه بخوابم
کوک : هوفف اتاقای دیگه خالین یا اتاق شکنجن
ات : پس میرم پایین رو کاناپه بخوابم
کوک : هوفففف دستش و کشیدم و پرتش کردم رو تخت
همینجا میخوابی فهمیدی . کمی داد
ات : ب..باشه . کمی بغض
کوک : خوبه..میگم برات لباس راحتی بیارن
ات : آها باشه
کوک : رفتم و نشستم رو مبله توی اتاق
ات : دیدم خدمتکار برام لباس آورد با دیدن لباس تعجب کردم
ات : آجوما این لباس چرا انقدر بازههه؟؟ (عکسش و میزارم)
آجوما : آقای جئون گفتن این و بیارم دیگه من چیزی نمیدونم بانو
ات : هعی..باشه ممنون
ات : رئیس چرا گفتین همچین لباسی بیارن
کوک : مشکلی داری باهاش؟ . جدی و خشن
ات : نه
کوک : خب پس بپوشش دیگه
ات : هعی باشه
کوک : من میرم بیرون پوشیدی بگو بیام
ات : هوم
رفت منم لباسو پوشیدم
ویو کوک
از قصد گفتم اون لباس و براش بیارن ولی قصد بدی هم ندارم (همش دروغه🤣)
منتظر موندم تا صدام کنه
ات : رئیس بیاید تو
رفتم داخل و....
لایک یادت نره🎀💖
- ۳۶.۶k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط