چشم وا کردم و دیدم که وجودم تو شدی

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"

درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"

درد من دوری از توست،بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دوایم"تو شدی"

دورم از دین خودم....قبله ی من گم شده و
معبد و قبله ی من....ذکر دعایم "تو شدی"...
دیدگاه ها (۰)

معشوقه من محو شدی داخل شعرمبی شک توشدی بیت غزل خانه مهرمطوری...

بی دلیل دوستت دارمای دلیلِ دوست داشتنم...😍😘‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌...

‌‌ آن‌قدر جای خالیت اینجاستکه کنارم دراز می‌کشدبرایم قصه می‌...

‏دوست داشتن درست از جایی شروع میشهکه حاضری بخاطرِ اونتغییر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط