{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بیست و سوم

پارت بیست و سوم
گوشه ای از تاریکی
............ـ
مکان فعلی: اتاق جلسه ی سوسن مشکی
ناٱکو روی صندلی کنار ایسامو نشسته بود
درست رو به روی لیلیا .....
به شدت از اون دختر مغرور متنفر بود ـ
انگار کی هست ـ
از حرس زبونشو تو گونش فرو کرده بود
پاهاش رو میز بود و دستاشم رو سینش قفل کرده بود
ناگهان تاماکی و ریو رو از درمانگاه آوردن
هر دوشون شبیه به گوشت چرخ کرده شده بودند(🤣)
همه جاشون پاره پوره شده بود ـ
ایسامو به همه دستور داده بود این اتفاق رو فراموش کنن و چیزی راجع بهش نگن
اون دوتا نشستن و ریو شروع کرد به حرف زدن
ریو: پس همه چیز تموم شد ؟
ایسامو: آره ـ بالاخره ـ
ریو: به نظرت یکم زیاده روی نبود ؟ بلاخره اونا خانـ....
ایسامو:با اینکه بخشش نجـ...
همه جز ریو:با اینکه بخشش نجیب ترین شکل انتقامه
هر کسی لیاقت بخشیده شدن ندارهههههه*همه یک صدا
ایسامو:عااااممممممم ـ
تاماکی: انقد تکرار کردی همه مون حفظ شدیم ـ
ناٱکو: ایسامو ساما به خدا شده دیالوگ معرفتون ـ
ایسامو: فقط در تعجبم که تو چطوری کاترین ـ
کاترین:خب آدم سه بار یه آهنگ خارجی رو گوش کنه حفظ میشه چه برسه به دیالوگی که دو ساله دم گوشم سروده میشه ـ*به فرانسوی میگه
ناٱکو:خوبه خوبه همیشه فرانسوی حرف بزن *فرانسوی
کاترین: مشکلت با ژاپنی حرف زدن من چیه؟*فرانسوی
ناٱکو:داری میرینی به زبان مادریم *خونسرد ، به ژاپنی
لیلیا:نه که مادرت خیلی برات مهم بود
زبان مادریت مهم تر باشه ـ
ناٱکو:کسی از تو نظر خواست ؟
جغله بچه رو ببین تو ـ
بزنم سر و تهش کنم ـ
ایسامو:ناٱکو ....... با همه عالم و آدم دعوا داری بچه ـ
ناٱکو: احترام حالیشون نیست ـ
ایسامو: باشه حالا
ناٱکو:خوبه باز رطبش از من پایین تره وگرنه الان رو سرمون تالار عروسی گرفته بود ـ (نکته:رطبه ناٱکو از همه اعضای دفتر اصلی ایسامو بالا تره تو سوسن مشکی مدیر اجرایی وجود نداره به جاش اعضای دفتر اصلی هستن که میشه گفت ناٱکو رطبه اول رو داره چون تقریبا همه کار ها رو اون انجام میده هر چند لیلیا هم زیاد به کار ایسامو میاد ولی زیاد تو کار کشت و کشتار نیست و این ایسامو رو اذیت میکنه)
لیلیا:خوبه باز همه قربانی های پروژه «کوکلا»(همون عروسک خیمه شب بازی)رو من آوردم ـ
ناٱکو:بیام اونجا کردنتو بشـ...*میخواد بلند شه ولی ایسامو نمیزاره
ایسامو: کافیه.....خب همینجور که میدونید امشب محموله مهمی به دستمون میرسه ـ
ایسامو رو می‌کنه به لیلیا
لیلیا:این محموله قاچاق وارد کشور شده و خودتون هم میدونین اینجوری محموله ها با پا در میانی میز (میز یه جلسه است بین باند های قاچاقی اسلحه که خیلی هاشون با هم دشمنن ولی مجبورن با هم همکاری کنن تا کارشون راه بیفته این میز ۱۲ نفر عضو داره و باند ها آزادن ۲ نفر به جز رئیس به جلسه میز بیاره و برای تشکیل جلسه حتما باید ۱۲ نفر سر میز باشن و آوردن هر نوع اسلحه گرم و سرد ، گوشی ، تجهیزات الکترونیکی، و... ممنوعه )به کشور میرسه پس به احتمال زیاد امشب جلسه میز برگزار میشه ـ
کاترین:امشب هست رئیس کی؟*با ژاپنی دست و پا شکسته
ناٱکو:به احتمال زیاد امشب تاماکی وعضیت رو سر و سامون میده سعی کن یکم کمکش کنی *با چشمای بسته،فرانسوی
لیلیا:همه وظیفه خودشونو میدونن برین آماده بشید ساعت ۱۲ ما خارج میشیم ـ

...................ـ
پاااااایان پارتتتت
دیدگاه ها (۲)

پارت بیست و چهارم گوشه ای از تاریکی ........ـمکان فعلی: اتاق...

همه 🤍 گذاشتن ـعجب ـ

چه حس خوبیه ـ

بگویید بینم فرزندانم

پارت بیست و دومگوشه ای از تاریکی ...........ـمکان فعلی: آسمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط