آمدی با تاب گیسو ، تا که بی تابم کنی
آمدی با تاب گیسو ، تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی، تا غرق مهتابم کنی
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا درمیان شعله ها آبم کنی
زلف را یکسو زدی، تا غرق مهتابم کنی
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا درمیان شعله ها آبم کنی
- ۱.۱k
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط