.
.
همیشه می گفت، ببین... هوا رو بو بکش... ببین ماه آذر چه عطری داره..
دیوانه بود!
آذر ماه هیچ عطر بویی نداشت جز سوز و سرمایی که نوید زمستان را می داد. من اخم می کردم و یقه پالتوام را بالا می دادم...
می گفت، ماه آخر پاییزه... عطر عاشقی داره دیوونه... درختا... بارونش... حتی سوز و سرماش میگه چتر نمی خواد... یه قلب عاشق می خواد یه همراه... اون وقت کل دنیا میشه جاده و انتها نداره...
شاید دیوانه بود... اما راست می گفت.
کل دنیا را در همان آخرین ماه پاییز با او قدم زدم.
لعنتی انگار تمام نمی شد جاده عشق...
همیشه می گفت، ببین... هوا رو بو بکش... ببین ماه آذر چه عطری داره..
دیوانه بود!
آذر ماه هیچ عطر بویی نداشت جز سوز و سرمایی که نوید زمستان را می داد. من اخم می کردم و یقه پالتوام را بالا می دادم...
می گفت، ماه آخر پاییزه... عطر عاشقی داره دیوونه... درختا... بارونش... حتی سوز و سرماش میگه چتر نمی خواد... یه قلب عاشق می خواد یه همراه... اون وقت کل دنیا میشه جاده و انتها نداره...
شاید دیوانه بود... اما راست می گفت.
کل دنیا را در همان آخرین ماه پاییز با او قدم زدم.
لعنتی انگار تمام نمی شد جاده عشق...
- ۱.۲k
- ۰۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط