{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون پرستویی که در پرواز نیست

چون پرستویی که در پرواز نیست
 بالِ احساسِ  من  امشب  باز  نیست 
پر شده از بغض تنهایـی دلم
در کـنـارم دلبری طنــاز نیست 
آه هست و ناله هست و گریه هست 
شور و شـوق و خنـده و آواز نیست 
رنگ هست اما مرا همرنگ نیست 
راز هست اما مرا همراز نیست 
غـیـر از  آن  نـا  آشـنـای  آشـنـا
هیچ کس با ساز من دمساز نیست
بـی بـهـار او  ،   پـرسـتـوی دلـم 
هیچ وقـت آمـاده ی پـرواز نیست 
دل بـه  پـایـانِ  تمـاشـا بستـه ام  
گر چه پایان بـهتـر از آغـاز نیست
 
دیدگاه ها (۲)

شب که می رسد به خودم وعده می دهمکه فردا صبح حتما به تو خواهم...

ﮔـــﻠﻪ ﺩﺍﺭﻡ ...ﺍﺯﮐﻪ, ﻧﻤـــــﯿﺪﺍﻧﻢ ....ﺍﺯﭼﻪ,ﻧﻤـــــــــﯿﺪﺍﻧﻢ ...

همه می پرسند شعرهایت چرا کوتاه استو نمی دانند که تو .....فقط...

رویِ دلت چادری بکش ؛اینجا به اندازه ای که " مرد " ندارد ، ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ  من  امشب  باز  نیس...

چون پرستویی کـه در پرواز نیستبال احساس من امشب باز نیستپر شـ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ  من امشب باز نیست پ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ  من امشب باز نیست پ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ من امشب باز نیست ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ  من امشب باز نیست پ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ  من امشب باز نیست پ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ  من امشب باز نیست پ...

چون پرستویی که در پرواز نیست بالِ احساسِ  من امشب باز نیست پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط