{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه ب

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی کسیم ، توفان تو ان را از من گرفت . مگرکجای دنیای تو را گرفته بود؟ خدا گفت ماری در راه لانه ات بود، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند انگاه تو از کمین مار پرگشودی !!! چه بسیار بلاها از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی.
دیدگاه ها (۴)

خانتنی عیناکی کاظم یگول العین شعلیهااذا ابدمهاالخیانهالعین ش...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

گنجشک به خدا گفت لانه کوچکی داشتم ارامگاه خستگیم سرپناه بی ک...

گنجشک به خداگفت:لانه کوچکی داشتم/آرامگاه خستگیم/سرپناه بی کس...

گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی ام، سرپناه...

***گنجشکی به خدا گفت: ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگیم،سرپناه بی ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط