MY FAVORITE ENEMY
"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۷۵
"ویو جنا"
با دست دیگش چونم و گرفت..
انگشن شستش و رو لب پاینم گزاشت.
کوک:...برایه بار اخر میگم،اگه یبار دیگه این لبار و از هم باز کنی و بگی که چییزی بینمون نیست..یبار دیگه دیشب و برات یاد اوری میکنم..جوری که هیچ وقت فراموشش نکنی.
محکم به سینش کوبیدم و از خودم جداش کردم.
جنا:..اگه دیشب چییزی گفتم یا کاری کردم،همش از رویه مستی بود.اوکی؟؟؟..تمومش کن...دیگه نه نزدیکم شو نه باهام حرف بزن...
و از کنارش رد شدم وقتی هنوز فاصله زیادی ازش نگرفته بودم گفت:.
_مردم تو مستی به خیلی چییزا اعتراف میکنن
بدون توجه بهش به راهم ادامه دادم
____
: ....به خیلی چییزا اعتراف میکنن..
که چی؟
این حقیقت نداره
من خودممی دونم از رو نا عقلی باهاش خوابیدم.
پس فردا امتحانا شروع میشن
که تاثیر زیادی رو قبولیم داره
و اگه میخوام تابستونم و اینجا نگذرونم بهتره تلاشم و زیاد کنم.
کارم تو شنا کردن افتضاحه
هم تو شنا کردن
هم تو نگه داشتن نفسم زیر اب..
امروز میتونم یکم تمرین کنم
و حواسم از جونگکوک پرت شه .
با برداشتن مایو ،حوله و ساکم به سمت استخر رفتم .
بعد از عوض کردن لباسم داخل رختکن به سمت استخر رفتم .
وقتی پاهام و رو سرامیکایه سرد استخر گزاشتم سریع پشیمون شدم و خواستم بر گردم .
چون وقتی سرامیکا انقدر سرده من برم داخل اب قطعا خون تو رگام یخ میزنه و میمیرم..
نه نه
قطعا به یخ زدن خون تو رگام نمی رسه و درجا قلبم وایمیسته.
الان باید چیکار کنم؟
اون طوری که من راجب دمایه اب زمان امتحانا شنیدم شاید این جلوش گرمم باشه..
اروم نزدیک شدم و رو سرامیکایه لبه استخر نشستم.
وای سرده ...
تایمر و اونجا گزاشتم و پاهام و وارد اب کردم.
خیلی سریع دندونام از سرما به هم کوبیده می شود.
من اخر کار دست خودم میدم.
GHAPTER:1
PART:۷۵
"ویو جنا"
با دست دیگش چونم و گرفت..
انگشن شستش و رو لب پاینم گزاشت.
کوک:...برایه بار اخر میگم،اگه یبار دیگه این لبار و از هم باز کنی و بگی که چییزی بینمون نیست..یبار دیگه دیشب و برات یاد اوری میکنم..جوری که هیچ وقت فراموشش نکنی.
محکم به سینش کوبیدم و از خودم جداش کردم.
جنا:..اگه دیشب چییزی گفتم یا کاری کردم،همش از رویه مستی بود.اوکی؟؟؟..تمومش کن...دیگه نه نزدیکم شو نه باهام حرف بزن...
و از کنارش رد شدم وقتی هنوز فاصله زیادی ازش نگرفته بودم گفت:.
_مردم تو مستی به خیلی چییزا اعتراف میکنن
بدون توجه بهش به راهم ادامه دادم
____
: ....به خیلی چییزا اعتراف میکنن..
که چی؟
این حقیقت نداره
من خودممی دونم از رو نا عقلی باهاش خوابیدم.
پس فردا امتحانا شروع میشن
که تاثیر زیادی رو قبولیم داره
و اگه میخوام تابستونم و اینجا نگذرونم بهتره تلاشم و زیاد کنم.
کارم تو شنا کردن افتضاحه
هم تو شنا کردن
هم تو نگه داشتن نفسم زیر اب..
امروز میتونم یکم تمرین کنم
و حواسم از جونگکوک پرت شه .
با برداشتن مایو ،حوله و ساکم به سمت استخر رفتم .
بعد از عوض کردن لباسم داخل رختکن به سمت استخر رفتم .
وقتی پاهام و رو سرامیکایه سرد استخر گزاشتم سریع پشیمون شدم و خواستم بر گردم .
چون وقتی سرامیکا انقدر سرده من برم داخل اب قطعا خون تو رگام یخ میزنه و میمیرم..
نه نه
قطعا به یخ زدن خون تو رگام نمی رسه و درجا قلبم وایمیسته.
الان باید چیکار کنم؟
اون طوری که من راجب دمایه اب زمان امتحانا شنیدم شاید این جلوش گرمم باشه..
اروم نزدیک شدم و رو سرامیکایه لبه استخر نشستم.
وای سرده ...
تایمر و اونجا گزاشتم و پاهام و وارد اب کردم.
خیلی سریع دندونام از سرما به هم کوبیده می شود.
من اخر کار دست خودم میدم.
- ۶۴۳
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط