رائوناوهوم

رائون:اوهوم
ا.ت:بیا دیگه بریم پیش بقیه
رائون:بریم
با هم رفتیم پیش بقیه که دیدیم دارن حرف میزنن
ا.ت:ما اومدیممم
جیمین:خو که چی🗿
ا.ت:تو یکی خفه
رائون:ای خدا این دوتا هنوز آدم نشدن🤦‍♀️
(فردا)
پا شدم و آماده شدم با دخترا رفتیم مدرسه و به سمت کلاسمون رفتیم که اون تهیونگ...استغفرالله صدام کرد
ته:خانم ا.ت بیا دفترم
هوفی از کلافه گی کشیدم و رو کردم به دخترا
ا.ت:دخترا شما برید تو کلاس منم الان میام رائون رزی اینا هم الان میرسن
رائون:باشه
دخترا رفتن منم رفتم سمت اتاق تهیونگ و بدون در زدن رفتم تو
ا.ت:فرمایش؟
ته:بهت در زدن یاد ندادن
ا.ت:نه خیر حالا زرت رو بزن(بچه ها اینا همش فیکه)
تهیونگ از رو سندلیش بلند شد و اومد سمتم جوری که خوردم به در دست هاش رو دو طرفم گزاشت و گفت
ته:ببین خانم کوچولو الان تو ی مدرسه ایم یعنی قدرت دست منه
با پرویی تمام گفتم
ا.ت:زارت👍
تهیونگ یه نیش خند عصبی زد
ته:اع که این طور باشه خانم پارک بچرخ تا بچرخیم
ا.ت:اگه زر زرات تموم شد برم سر کلاس
دست هاش رو برداشت و در رو باز کرد خواستم برم بیرون که...

چون روز دختره ی پارت دیگه هم از فیک ته میزارم با دو پارت دیگه از جین🤍
دیدگاه ها (۴)

که منو حول داد اون ور و رفت بیرون بیشور بی ادب ایشششش بیخیال...

که دیدم اجوما داره صبحونه رو میچینه تا منو دید اومد سمتماجوم...

روزتون مبارک عشقولیام🌚🍷

طبیعی که نمیتونم نفس بکشم🥲کیوتتتتتتتت😭🌻

love Between the Tides³⁸یک هفته بعد تهیونگرفتم کلاس تهیونگ:س...

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

love Between the Tides²³م:شما چند وقته همو میشناسید؟ با سرعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط