{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نه عطرِ گندمِ شالیزار می دهی

تو نه عطرِ گندمِ شالیزار می دهی
نه عطر نان داغ
نه بویِ خاکِ باران خورده
نه عطرِ یک فنجان قهوه‌ی داغ و
نه عطرِ خشکیده برگ های پائیزی !
بویِ شکوفه های تازه سر در آورده از درختان را هم نمیدهی.

تو عطرِ خودت را داری
عطرِ لبخند ها وِ حرف هایت
عطرِ مهربانی هایت
عطرِ چشمانی که همیشه آرام است
فکر کنم، روزی هم بیاید
که مردم بجای خاکِ باران خورده و
بهار و شکلات داغ بگویند:
یک شهر همه دیوانه‌ی عطر لبخند های او شده است...
دیدگاه ها (۶)

🍂🍁 دلم رنگ پریده تر از #خزانشکننده تر از ساقه ی خشکیده ی درخ...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

و حالا پاییز آرام و نجیب با چمدانی پر از برگهای طلایی از راه...

بهــم گفـت:  شعـرات بـوی پاییـز میـده بـوی بـرگایِ خیـس خـور...

عاشقانه های شبنم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

𓋜𝐼𝑑𝑒𝑎وقتی نخستین گریه‌ی نوزاد در شبِ طوفانیِ تولدش در تالارِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط