{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Language translation=p۵

Language translation=p۵


&خفه شو پدر سگ

+....چشم

×اخخخ سرم مامان اومدم بگم فردا باید بریم مدرسه

&باشه جفتتون برید تو اتاقاتون بخوابید صبح باید برید

+×چشم

رفتم اتاقم درو بستم روتین خوابم رو انجام دادم و دراز کشیدم داشتم به پسره که افتادم روش فکر میکردم
ناخداگاه دستم رفت رو لبم و لبخند زدم

تو این فکرا بودم خوابیدم


دوشنبه ساعت ۶:۴۵am

&مینجیاااا ایییی خداااا بیدار شو

+بلهههههه؟(خواب الو)

&مدرست دیر شد

+با...هااااا یاااااا

سریع مثل برق گرفته ها بلند شدم کارام رو انجام دادم لباس فرمم رو پوشیدم (عکسش رو میزارم)
رفتم پایین سریع پیاده از خونه زدم بیرون،رفتم به یه فروشگاه اونجا یهوو دیدم.

واییی عشقم موچی توت فرنگی،دستم رو دراز کردم بردارم یه دست دیگه هم اونو گرفت
برگشتم دیدم وااااااااا چه پسر خوشگلی چه موهای بلوند خوشگلی
چه لوپایی دلم میخواد گازش بگیرم.
لباس فرمش برای مدرسه ی ما بود
رو کیت لباسش نوشته بود،
"پارک جیمین"

÷دید زدنت تموم شد

+ها؟!من دید نمیزدم بعدم اون موچی برای منه

÷اما الان دست منه

من رو موچی حساسم برای همین مجبور شدم

راوی:مجبورچی؟چیکار کردی؟

خبب لوپاشو گاز گرفتم

÷ای ای ای ای

+حالا برای منه موچی

رفتم سریع حساب کردم از مغازه زدم بیرون.

داشتم موچیم رو میخوردم که یکی صدام زد

^مینجیاا

برگشتم دیدم،چیییی؟

+هه ریننننن(با دهن پر)

^مینجیااا تو برگشتی؟

+اره...دلم برات تنگ شده بود

^اییی پس اوپا هم هست

+واییی..ها؟

^میگم اوپا هم هست

من یک بارم تهیونگ رو اوپا صدا نکردم

خب این خانم هه رین رو تهیونگ کراشه و اگر تهیونگ منو بکشه اشکال ندارهپیش میاد اما من روش یه خراش بندازم گناه کبیره کردم
گاهی اوقات شک میکنم دوستام بخاطر خودم باهام دوست میشن یا داداشم

لطفا همیشه سالم بمونید💕
دیدگاه ها (۰)

Language translation=p۶^الووووووو+هااا؟^اوففف ترجمه زبان احت...

Language translation=p۴معذرت خواهی کردم و از جمع اومدم بیرون...

Language translation=p۳+باووشهههرفتم یه دامن دکلته مشکی پوشی...

#پارت۱۱رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥هیچی ولش کن ا/ت:باشه هرجور راحت...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط