عشقی دوباره
عشقی دوباره
p¹
"ویو کوک"
بازم جیمین و یونگی و تهیونگ گیر دادن بریم بار
بخاطر اینکه ناراحتشون نکنم رفتم باهاشون
تویه بار بودیم که یه دختر رو دیدم
لباساش باز بود ولی چهره خوشگلی داشت
نه کوک!تو عاشق شدی
رفتم سمتش و دستم رو برای رقص دراز کردم
+مایل به رقص هستید؟!
&هوم حتما
دستم رو روی کمر برهنش گذاشتم و شروع کردم به رقصیدن
آهنگ قطع شد و همه سر جاهاشون نشستن
همش چشمم روی اون دختر بود
کم مونده بود بار تعطیل کنه که پیش اون دختر رفتم
&بفرمایید
+ببخشید...م...من ازتون خوشم اومده...می.میشه شمارتون رو داشته باشم
&هوممم اوکیه
شمارش رو بهم داد
با ذوق پیش تهیونگ رفتم
+تهیونگگگگ
×چته گوشم کر شد
+تهیونگ شمارش رو داد
×کیییی؟
+نمیدونم از دختره دیگه
×از کسی خوشت میاد؟
+اهومممم
"ویو فردا"ویو کافه"
+چی میخوری؟
&اومم(چیزای قیمت بالا گفت)
یا حضرت کیمچی چقدر توقع داره الان من پول از کجام بیارممممم
+گارسون همین چیزایی که خانوم گفتن رو بیارین
گارسون:چشم
گارسون رفت که شروع کردم با دختره حرف زدن
+خب من اسمت رو نمیدونم
&یونا...جانگ یونا ۲۵ سالمه و تو؟
+جونگکوک...جئون جونگکوک و ۲۸ سالمه
&خوشبختم
+منم(خنده خرگوشی)
بلاخره تموم شد و رفتم خونه جیمین
+خوبیییی؟
*آره
+واییی دختره خیلی خوب بود اسمش یونا بود ۲۵ سالش بود خیلی دختر خوبی بود فقط...
*فقط چی؟
+یه کوچولو لباساش بازه
*نگران نباش صمیمی میشی باهاش بعدش غیرتی میشی(چشمک)
+*(خنده)
p¹
"ویو کوک"
بازم جیمین و یونگی و تهیونگ گیر دادن بریم بار
بخاطر اینکه ناراحتشون نکنم رفتم باهاشون
تویه بار بودیم که یه دختر رو دیدم
لباساش باز بود ولی چهره خوشگلی داشت
نه کوک!تو عاشق شدی
رفتم سمتش و دستم رو برای رقص دراز کردم
+مایل به رقص هستید؟!
&هوم حتما
دستم رو روی کمر برهنش گذاشتم و شروع کردم به رقصیدن
آهنگ قطع شد و همه سر جاهاشون نشستن
همش چشمم روی اون دختر بود
کم مونده بود بار تعطیل کنه که پیش اون دختر رفتم
&بفرمایید
+ببخشید...م...من ازتون خوشم اومده...می.میشه شمارتون رو داشته باشم
&هوممم اوکیه
شمارش رو بهم داد
با ذوق پیش تهیونگ رفتم
+تهیونگگگگ
×چته گوشم کر شد
+تهیونگ شمارش رو داد
×کیییی؟
+نمیدونم از دختره دیگه
×از کسی خوشت میاد؟
+اهومممم
"ویو فردا"ویو کافه"
+چی میخوری؟
&اومم(چیزای قیمت بالا گفت)
یا حضرت کیمچی چقدر توقع داره الان من پول از کجام بیارممممم
+گارسون همین چیزایی که خانوم گفتن رو بیارین
گارسون:چشم
گارسون رفت که شروع کردم با دختره حرف زدن
+خب من اسمت رو نمیدونم
&یونا...جانگ یونا ۲۵ سالمه و تو؟
+جونگکوک...جئون جونگکوک و ۲۸ سالمه
&خوشبختم
+منم(خنده خرگوشی)
بلاخره تموم شد و رفتم خونه جیمین
+خوبیییی؟
*آره
+واییی دختره خیلی خوب بود اسمش یونا بود ۲۵ سالش بود خیلی دختر خوبی بود فقط...
*فقط چی؟
+یه کوچولو لباساش بازه
*نگران نباش صمیمی میشی باهاش بعدش غیرتی میشی(چشمک)
+*(خنده)
- ۲.۲k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط