{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مصاحبه جالب خسروشاهی در مورد سینمای هند:

مصاحبه جالب خسروشاهی در مورد سینمای هند:
"باجرنگی بایجان باعث شد به مسئولان بگویم شما که می گویید قصه نداریم، این فیلم را ببینید"

خبرنگار:دیدن برخی فیلم های هندی که در تلویزیون دوبله و پخش شده اند، گاهی واقعا موجب حرص خوردن من می شود. چرا که می گویم دوبلور از شخصیت بازی جلوتر است. آیا خودتان به فیلم های هندی علاقه داشتید که دوبله شان کردید؟

 - بعضی از فیلم های هندی، خیلی خوب هستند.

خبرنگار:  فیلم هندی، واقعا برای خود مقوله ای است.

- یک فیلم در هند اخیرا فروش خوبی داشته است. اسم این فیلم این است: «بهترین هدیه ای که خدا به من داده عشق است».(Prem Ratan Dhan Payo) 
بازیگر این فیلم سلمان خان است و فیلم در آمریکا هم فروش بسیار خوبی داشته است. 

یا چند وقت پیش یک فیلم هندی نگاه می کردم باعث شد به مسئولان بگویم شما که می گویید قصه نداریم، این فیلم را ببینید.(Bajrangi Bhaijaan) این فیلم خیلی جالب است اجازه بدهید خلاصه ای از داستان این فیلم را بگویم.

خانواده ای در یکی از روستاهای پاکستان هستند که یک دختربچه بسیار زیبا دارند. این دختربچه در نهایت زیبایی است اما کر و لال است. قرار می شود این بچه برای درمان، به همراه مادرش سوار قطار شده و به کراچی برود. شب در ایستگاه وقتی که قطار توقف کرده، بچه از پنجره گوسفند و بره ای را می بیند و به خاطرشان از قطار پیاده می شود. قطار هم راه افتاده و در حالی که مادر هنوز در خواب است، ایستگاه را ترک می کند. قطار بعدی که می آید، دختر فکر می کند به همان مقصد می رود و سوارش می شود اما قطار به دهلی می رود. در این فیلم هم سلمان خان ایفای نقش می کند و شخصیت یکی از هندوهای تندرو را ایفا می کند که برای هر کاری باید از خدا اجازه بگیرد، مثلا این غذا را بخورم یا نخورم. گوشت نمی خورد و همیشه با خود درگیر است که الان فلان کار را بکنم یا نکنم! این بچه در خلال اتفاقات فیلم به دست این مرد هندو می رسد. هدفم از تعریف داستان فیلم این است که چگونه می شود با یک فیلم، بین دو ملت آشتی برقرار کرد! در ادامه فیلم وقتی شخصیت سلمان خان می خواهد این بچه را به نوعی در بازار دهلی گم کند و از دستش خلاص شود، متوجه می شود که دختربچه به یک نمازخانه رفته و به دنبال بچه، وارد نمازخانه می شود. آن مکان برای مسلمان های پاکستانی است. آنجا متوجه می شود که بچه، از کشور پاکستان آمده است.

خلاصه به هر ترتیبی، بچه را به پاکستان می برد و قاچاقی وارد این کشور می شود. اما ماموران مرز سعی در برگرداندنش دارند. او هم می گوید من پیرو آیینی هستم که دروغ را بد می داند. وقتی مرد می گوید که قصدش برگرداندن دختربچه به کشورش است، می گویند کارت را ندید می گیریم، برگرد برو. داستان را خلاصه کنم و به همان نکته آشتی ملت ها اشاره کنم که در ادامه فیلم، سلمان خان و دختربچه به یک امامزاده می رسند که در آن عده ای مشغول قوالی کردن و ذکر «علی علی» و مناقب حضرت علی(ع) گفتن هستند. در این صحنه فیلم ممکن نیست شما بتوانید اشک تان را نگه دارید. این شخصیت هندو، تحت تاثیر قوالی مسلمان ها، مشغول ذکر گفتن و شور گرفتن می شود. یکی از حاضران به این مرد هندو می گوید چه کار می کنی؟ او هم می گوید نمی دانم. فقط می دانم که خوب است. حالا شما فکر کنید تلویزیون بخواهد این فیلم را دوبله کند؛ چه مصیبتی را باید به خاطر برخی از صحنه هایش که مربوط به آسیب های اجتماعی هند است، متحمل شویم!


مصاحبه آقای خسرو شاهی با خبرگزاری مهر
دیدگاه ها (۱)

همین الان شبکه نمایشنظرمن بعد دیدن دوبله فیلم:هیچ وقت دوبله ...

مدرسه ودانشگاه؟؟خخخ

الهی...

واقعا

🇮🇳اخطار جدی دولت #هند به #واتس_اپ : ارائه قابلیت انتخاب نام ...

جومانجی3

(جلدش عجیبه)نام: دراکولانویسنده: برام استوکرناشر این نسخه: ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط