اگه توی جمع صداشون کنی ددی
`💋`💋`💋`
`💋`💋`
`💋`
<اگه توی جمع صداشون کنی ددی>
لیوای:
به کاراش ادامه میده و زیر لب زمزمه میکنه: بعدا
ارمین:
ددی؟ بابات رو میخوای؟ بابا ی ا.ت کجاییی!!؟؟ (بچم معصوم هست نمیفهمه😔💋)
ارن(فصل ۱ و ۲)
خفه شووو!!💢
ارن:(فصل۴) در گوش ات زمزمه میکنه:
"ولی وقتی شبیه پنگوئن راه رفتی تقصیر من نیس🔞"
اروین گوشه لبش رو گاز میگیره
"الان وقتش نیست"
جان پشت گردنش را میخارونه و اروم میگه
"امشب توی تخت اینو بگو"
`💋`💋`💋`
`💋`💋`
`💋`
`💋`💋`
`💋`
<اگه توی جمع صداشون کنی ددی>
لیوای:
به کاراش ادامه میده و زیر لب زمزمه میکنه: بعدا
ارمین:
ددی؟ بابات رو میخوای؟ بابا ی ا.ت کجاییی!!؟؟ (بچم معصوم هست نمیفهمه😔💋)
ارن(فصل ۱ و ۲)
خفه شووو!!💢
ارن:(فصل۴) در گوش ات زمزمه میکنه:
"ولی وقتی شبیه پنگوئن راه رفتی تقصیر من نیس🔞"
اروین گوشه لبش رو گاز میگیره
"الان وقتش نیست"
جان پشت گردنش را میخارونه و اروم میگه
"امشب توی تخت اینو بگو"
`💋`💋`💋`
`💋`💋`
`💋`
- ۲.۸k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط