{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آذرخشم گهی نشانه گرفت

آذرخشم گهی نشانه گرفت
گه تگرگم به تازيانه گرفت
بر سرم آشيانه بست کلاغ
آسمان تيره گشت چون پر زاغ
مرغ شب خوان که با دلم می ‌خواند
رفت و اين آشيانه خالی ماند
آهوان گم شدند در شب دشت

آه از آن رفتگان بی برگشت
گرنه گل دادم و برآوردم
بر سری چند سايه گستردم
دست هيزم شکن فرود آمد
در دل هيمه بوی دود آمد
کنده‌ء پير آتش انديشم
آرزومند آتش خويشم
دیدگاه ها (۱)

مرغ شب خوان که با دلم می‌خواندرفت و این آشیانه خالی ماندآهوا...

شبم از بی‌ستارگی، شب گوردر دلم گرمی ستاره‌ی دورآذرخشم گهی نش...

شبم‌از‌بی‌ستارگی‌،شبِ‌گوردر‌دلم‌،پرتو‌ِستاره‌ی‌دورآذرخشم‌گهی...

شبم از بی ستارگی ، شب گور / در دلم پرتو ستاره ی دور / آذرخشم...

#شعر_نو 🍂شبم از بی‌ستارگی، شب گوردر دلم پرتوی ستاره‌ی دورآذر...

شبم از بی‌ستارگی، شب گوردر دلم پرتو ستاره‌ی دورآذرخشم گهی نش...

شبم از بی ستارگی شب گوردر دلم پرتو ستاره ی دورآذرخشم گهی نشا...

آن درخت کهن منم . . شبم از بی ستارگی، شب گوردر دلم پرتو ی ست...

شبم از بی‌ستارگی، شب گوردر دلم پرتو ستاره‌ی دورآذرخشم گهی نش...

شبم از بی ستارگی :شب گور در دلم گرمی ستاره ی دور آذرخشم گهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط