P7
#افسونگر_آبی
#فلیکس
+چاگیا من پنکک قلبی میخوام
-*پوکر
-د اخه قلب با دایره چه فرقی میکنه
+والا انرژی مردونه تو ازمن بیشتره
-مرضض
+*پوکر فیس
+*دستمو دور پهلوش چرخوندم...
+چطور میتونی به چنین پسر مظلومی نه بگی؟
-*لبشو بوشیدم
-اوک
+کام سامنیدا
-برو بشین
.
.
.
.
.
.
.
8:00pm
-الو
+چاگیا
-ها
+شام درست کردی؟
-نچ،حال ندارم
+اوک آماده شو تا ی بیست دقیقه دیگه خونم میام ی دوش میگیرم بعدش بریم بیرون.نظرت؟
-اوک
.
.
.
.
.
.
.
-*رفتم حوله واسش ببرم که دستمو کشید سمتش وبه صورتم خیره شد ( واکنش کیدراما:عهههههه ! ازم اصکی رفت🗿 ) و بعد ول کرد ...
*گوشیش زنگ خورد
+نه امشب ی کاری دارم
مردیکه پشت تلفن:وا
+*قطع کرد
-کیبود؟
+ولش مهم نیست
-هوییی مث آدم باهام حرف بزن
+*چک
-خب که چی؟!
+*رفت تو اتاق در هم پشتش قفل کرد
-وا این چشه؟اون من بودم که باید میرفتم تو اتاق در هم قفل میکردم ! ( در حالی که داشت قرمزی جای دست فلیکسو رو پوستش میدید )
*مامان عزیز تر از جونت تو این موقعیت زنگ زد🙂
-الو مامان
£سلام دخترم خوبی؟
-ممنونم مامان*صدات بغض داشت
£چیزی شده؟با فلیکس دع-
-نهههه چیزی نشده
£میخواستم که امشب بیاین شام پیش من
-دونفری؟
£نه پس تکی تکی
*دراتاقو باز کرد اومد تو حال(مثلا تو نفهمیدی میخواست ببینتت و شارژر برداشتن بهونه بود)
£گوشی میدی بهش؟
-باش
*بدون هیچ حرفی گوشی رو کردی تودستش و دستشو گذاشنی کنار گوشش
+سلام آمّا
£سلام فلیکس چطوری؟
+مرسی
£ا٫ت بهت گفت؟
+چی؟؟؟
£میخواستم که امشب شام بیاین پیش من البته اگه تو کمپانی کار نداشته باشی
+نه کاری ندارم
£اوک میبینمتون
-ادامه دارد
-لایک نمیکنی کوچولوی ددی؟
#فلیکس
+چاگیا من پنکک قلبی میخوام
-*پوکر
-د اخه قلب با دایره چه فرقی میکنه
+والا انرژی مردونه تو ازمن بیشتره
-مرضض
+*پوکر فیس
+*دستمو دور پهلوش چرخوندم...
+چطور میتونی به چنین پسر مظلومی نه بگی؟
-*لبشو بوشیدم
-اوک
+کام سامنیدا
-برو بشین
.
.
.
.
.
.
.
8:00pm
-الو
+چاگیا
-ها
+شام درست کردی؟
-نچ،حال ندارم
+اوک آماده شو تا ی بیست دقیقه دیگه خونم میام ی دوش میگیرم بعدش بریم بیرون.نظرت؟
-اوک
.
.
.
.
.
.
.
-*رفتم حوله واسش ببرم که دستمو کشید سمتش وبه صورتم خیره شد ( واکنش کیدراما:عهههههه ! ازم اصکی رفت🗿 ) و بعد ول کرد ...
*گوشیش زنگ خورد
+نه امشب ی کاری دارم
مردیکه پشت تلفن:وا
+*قطع کرد
-کیبود؟
+ولش مهم نیست
-هوییی مث آدم باهام حرف بزن
+*چک
-خب که چی؟!
+*رفت تو اتاق در هم پشتش قفل کرد
-وا این چشه؟اون من بودم که باید میرفتم تو اتاق در هم قفل میکردم ! ( در حالی که داشت قرمزی جای دست فلیکسو رو پوستش میدید )
*مامان عزیز تر از جونت تو این موقعیت زنگ زد🙂
-الو مامان
£سلام دخترم خوبی؟
-ممنونم مامان*صدات بغض داشت
£چیزی شده؟با فلیکس دع-
-نهههه چیزی نشده
£میخواستم که امشب بیاین شام پیش من
-دونفری؟
£نه پس تکی تکی
*دراتاقو باز کرد اومد تو حال(مثلا تو نفهمیدی میخواست ببینتت و شارژر برداشتن بهونه بود)
£گوشی میدی بهش؟
-باش
*بدون هیچ حرفی گوشی رو کردی تودستش و دستشو گذاشنی کنار گوشش
+سلام آمّا
£سلام فلیکس چطوری؟
+مرسی
£ا٫ت بهت گفت؟
+چی؟؟؟
£میخواستم که امشب شام بیاین پیش من البته اگه تو کمپانی کار نداشته باشی
+نه کاری ندارم
£اوک میبینمتون
-ادامه دارد
-لایک نمیکنی کوچولوی ددی؟
- ۵۵
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط