نمی دانم از فراق تو بنالم یا از غریبی خودم

نمی دانم از #فراق تو بنالم یا از #غریبی خودم؟
نمی دانم تو را بخوانم که برگردی یا خودم را #دعا کنم که بیایم؟
از این بنالم که نیستی یا از آن بنالم که چرا هستم؟
هیچ میگویی اسیری داشتی حالش چه شد؟
خسته من نیمه جانی داشت احوالش چه شد؟
#دلم تنگ است نمیدانم زتنهایی پناه آرم کدامین سو
پریشان #حالم و بی تاب میگریم
و قلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانی چه غمگین رهسپار #لحظه های بی قرارم
#من به دنبال #تو هموچون #کودکی هستم......
دیدگاه ها (۱)

#گفتم #جگرتـــــ را #بخورم؟!#گفت #بفرما! #انگار نه انگار..که...

نکنــد فکر کنــی در دل مـــن یــاد تو نیــســـت گــوش کن نبـ...

┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄یڪے بود...ولے دِلش واسہ مَن نبود...یڪے بود...ول...

.دارد #عبایےقهوه اے بر روے دوشش#محجوب و #ساکت گوشہ ے سالن نش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط