{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای عزیز دیوانهام نادیده مجنونت شدم

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدم
جان‌خود راسوختم مستانه معشوقت شدم

در کنار پنجره بنشسته‌ام با تاب و تب
چون‌مرا افسون‌نمودی مست‌چشمانت شدم

در سیاهی‌های شب مهتاب دنیایم شدی
چون قمر در عقرب آن قد و بالایت شدم

آن نگاه مست تو دیوانه گرداند مرا
می کجا، خم کو وساقی، ساغر جامت شدم

ای که بر هجرت وجودم رفته بر تاراج یار
گربمیرم ازغمت شک نیست پریشانت شدم ... ‌
💚❤️💚
دیدگاه ها (۰)

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این دل تنگ من و این تن بیما...

دلم شیراز میخواهد ، کمی تا قسمتی عاشقدو چشم نازمیخواهد ،کمی ...

بوسه بزن به رويم ، اي ماه ِ روبرويمسجاده را رها كن امشب كه ب...

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط