{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیازم،

نیازم،

نه دیگر آغوشت است،

نه دستانت، نه لبانت،

نه گیس سیاه،

نه چشم خمارت…

با یک فنجان سکوت تلخ،

فرو می برم حماقتم را که دوستت داشتم
دیدگاه ها (۲)

سختـــه به جایی برسی که دیگه نه هیچ اومدنی آرومت کنه ، نه هی...

حس قشنگیهیكی نگرانت باشهیكی بترسه از اینكه یه روز از دستت بد...

تمام قلب تو به من نمیرسه... ...

وصیت من به شما... انقدر به عمه فحش ندین،اون دنیا باید جواب ...

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂پارت سوم: ☆وقتی یخ ترک برمی دارد☆جونگکوک ه...

سفیر کبیر Grand Ambassador

رمان"شب مخفی"#سناریو #استری_کیدز سناریو وقتی.....»شب همه در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط