خبر خوب این است که روزی کسی میاید
خبر خوب این است که روزی کسی میاید...
در میان روزهای خاکستریتان!
دست هایتان را خواهد گرفت؛
گرمتر...
صمیمی تر
و هزار بار عاشقانه تر...
کسی که شبیه به آفتابِ
بعد از یک روز برفی،
به تن روزهای سردتان میچسبد
کسی میاید از جنس محبت که مرهم تمام زخم هایتان میشود
و تمام ترس و کابوس هایتان را در آغوش آرامش حل خواهد کرد
کسی خواهد آمد برای ساختن دوباره ی شما که من آن شخص را معجزه ای از طرف خدا مینامم...
دوست داشتنت را
از سالی به سال دیگری
جابه جا میکنم،
انگار دانش آموز مشقاش را
در دفتری تازه پاکنویس میکند؛
جابه جا میکنم صدای تو،
عطرِ تو،
نامههای تو،
و شمارهی تلفن تو،
و صندوق پستی تو؛
می آویزمشان به کمد سال جدید...
در میان روزهای خاکستریتان!
دست هایتان را خواهد گرفت؛
گرمتر...
صمیمی تر
و هزار بار عاشقانه تر...
کسی که شبیه به آفتابِ
بعد از یک روز برفی،
به تن روزهای سردتان میچسبد
کسی میاید از جنس محبت که مرهم تمام زخم هایتان میشود
و تمام ترس و کابوس هایتان را در آغوش آرامش حل خواهد کرد
کسی خواهد آمد برای ساختن دوباره ی شما که من آن شخص را معجزه ای از طرف خدا مینامم...
دوست داشتنت را
از سالی به سال دیگری
جابه جا میکنم،
انگار دانش آموز مشقاش را
در دفتری تازه پاکنویس میکند؛
جابه جا میکنم صدای تو،
عطرِ تو،
نامههای تو،
و شمارهی تلفن تو،
و صندوق پستی تو؛
می آویزمشان به کمد سال جدید...
- ۵.۹k
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط