{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟
لا به لای غزلم درد مرا ...میخوانی ...؟

گل خورشیدی این باغ پر از اعجازی
لحظه ها در نفس صبح غزل پنهانی ...

مثل آیینه ترک خورده لب احساسم
و تو در لای همین قاب ترک می مانی

توی بازار دو چشمان عزیزت گم شد
دل این برده ی خوش آتیه ی کنعانی

پای من باز به دنبال تو تاول زده است
برده ای هوش دلم را به همین آسانی

تا به معراج رسیدم تو شدی معجزه ام
غزلم سوره ی عشق است تو شرح آنی .....

قهرمان غزلم... باخبری از دل من
دوستت دارم و دانم که تو این می دانی
دیدگاه ها (۴)

خدایا ! .........خدای من ...........ای که همیشه عاشقانه مرا ...

ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ..ﻭﻟﯽﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﺪ ...ﺯﯾﺮﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺶ ...

لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این عاقل خوش...

خبرت هست که از من خبری هیچ نداریبر من دلشده دیگر نظری هیچ ند...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط