{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی جدید( پارت۱۲)

زندگی جدید( پارت۱۲)
ویو ا/ت
صبح با درد زیادی بیدار شدم ساعتو نگا کردم ۹ بود اطرافمو نگا کردم تهیونگو ندیدم با کلی بدبختی پاشودم یه لباسی پوشیدم (اسلاید دوم) رفتم توی آشپزخونه دیدم تهیونگ داره آشپزی می‌کنه آروم،، آروم ،، رفتم از پشت بغلش کردم که ترسید
تهیونگ: واییی
ا/ت: نترس منم
تهیونگ: برگشتمو نگاش کردم بیدار شدی پرنسسم
ا/ت: اهومم ،،حالا چی درست کردی؟
تهیونگ: بولگوگی و رامن و کیمباپ (بچه اینا همش غذایه کره‌ای هستا). ،،،،،،،،،،ا/ت: به،به آقای کیم چقدر دستو دلبازی
الان اونقدری گرسنه که واقعا میتونم همه‌ی اینارو بخورم 😁»
تهیونگ: یه خنده‌ای کردمو پیشونیشو بوسیدم ،،باشه عشقم تو تا بری دستو صورتتو بشوری منم میزو می‌چینم ،،،،،،،،ا/ت: باششش
صبحونمون رو خوردیم و با تهیونگ رفتیم پیک نیک و کلی خوش گذروندیم
چند ماه بعد
منو تهیونگ واقعا زندگی خوبی کنار هم داریم همه‌چیز عالیو بی نقصه پی‌دی‌نیم با بودن با توافق کرده و هیچ کسم از این موضوع خبری نداره و داریم کنا‌ر هم به خوبی خوشی زندگی میکنیم

هعییی می‌دونم این فیک خیلی خوب نبود ولی سعی میکنم فیک بعد جبران کنم براتون 🎀💋❤️
حمایت فراموش نشه گوگولی ها🐿️💗
دیدگاه ها (۳)

ℍ𝕚𝕕𝕕𝕖𝕟 𝕃𝕠𝕧𝕖.𝕡𝕒𝕣𝕥:4ا/ت:خب راستش توی این چندسال همش داخل آمریک...

واییییی خدااااا منم دوستدارم جیمین ازم بپرسه چندسالمه 😭😭😭😭😭😭...

زندگی جدید (پارت۱۱)دوستان همراه با تسبیح 📿📿📿📿تشریف فرما بشین...

چندپارتی جیمین پارت۹

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟨از زبان ا/ت : بابا و مامان رفتن و خوا...

𝒑𝒂𝒓𝒕:28ویو ا/ت صبح با دل درده بدی بیدار شدم اروم از تخت پایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط