{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسیر شده بودیم،ما رو بردند اردوگاه العماره ...

اسیر شده بودیم،ما رو بردند اردوگاه العماره ...

داخل اردوگاه تعدادی از شهدای ایرانی رو دیدم .معلوم بود بعد از اسارت به شهادت رسیده بودند.

جمله ای که روی دست یکی از شهدای اونجا نوشته شده بود

با خوندنش مو به بدنم راست شد !!!

روی دست آن شهید با خودکار نوشته شده بود:

مادر ! من از تشنگی شهید شدم !...
دیدگاه ها (۵)

شهدا شرمنده ايم

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفت...

دو کلمه حرف حساب: کسی را تحقیر نکن شاید که او محبوب خدا باشد...

كاشكي

شهیدی که بخاطر فاش نکردن رمز بیسیم بدنش قطعه قطعه شد....

^فیک جونگکوک^(پارت۷۷)

قلب سرخ سایه ها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط