گفت اصل بده
گفت اصل بده
گفتم ننه ام کنیززینب س
بابامون هم غلام عباس ع
خواهرم کنیز رباب س
خودمم غلام علی اکبرع
ما اصل و نصبمون غلام در خونه حسین ع
جد در جدمون نوکرش بودن غلام خانه زادشیم
گفت تو دنیا چی داری؟؟؟؟
گفتم یه پیرهن مشکی
یه شال عزا
یه سر که بخواد افتاده زیر پاش....
خندید گفت روانی خدا شفات بده
گفتم بیمار حسینم شفا نمیخواهم
جز حسین و کربلا از خدا نمیخواهم
گفتم ننه ام کنیززینب س
بابامون هم غلام عباس ع
خواهرم کنیز رباب س
خودمم غلام علی اکبرع
ما اصل و نصبمون غلام در خونه حسین ع
جد در جدمون نوکرش بودن غلام خانه زادشیم
گفت تو دنیا چی داری؟؟؟؟
گفتم یه پیرهن مشکی
یه شال عزا
یه سر که بخواد افتاده زیر پاش....
خندید گفت روانی خدا شفات بده
گفتم بیمار حسینم شفا نمیخواهم
جز حسین و کربلا از خدا نمیخواهم
- ۱.۴k
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط