{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج از روی اجبار

🍷٪®ازدواج از روی اجبار۳®٪🍷
خنجری نامرعی ⏳
ا.ت:تا خواستم سوار ماشین شم یه صدای عجیب اومد از توی ماشینی بقلی بود رفتم طرفش یه نگاه به توی ماشین انداختم با دیدن چیزی که توی ماشین بود زبون بند اومد
یه بمب ساعتی که روی ده ثانیه بود با تمام سرعت دوییدم طرف خروجی پارکینگ و بووووووووم ، سیاهی ، دیگه هیچ جا رو نمی‌دیدم آخرین چیزی که متوجه شدم سوزش روی گردنم بود
کوک ویو__________________________________________
کیمو‌:ص.صدای چی بود؟
ته :از پارکینگ اومد
کوک:وای نه ا.تتتتتتتتتت(داد)
جیمین:بریم پایین زود باشین
نویسنده:همه به طرف پارکینگ دوییدن و بعد چند مین رسیدن به پارکینگ
هوپی:او او اینجا همه چی داره آتیش میگیره
نامی:یکی زنگ بزنه آتش نشانی
کوک:ا.ت اما ا.ت اون جا بود نهههههه امکان نداره (بغض)
کیمو‌:حتما بیرون رفته نگران نباش حتما نجات پیدا کرده(بغض)
هیول:خواهرم مرد
جین:الوو سلام
@:سلام بفرمایید
جین:اینجا آتیش گرفته لطفاً بیاید کمک
@:ب.باشه لطفاً آدرس رو بگید
جین: پارکینگ بیمارستان ....کوبا....کوبا ، لطفاً سریع بیاید خیلی اوضاع وخیمه کل پارکینگ آتیش گرفته
@:نگران نباشید از آتیش فاصله بگیریده تیم اعزامی ما تا دو دقیقه دیگه اونجان
جین: خیلی ممنون،خداحافظ
@: خدانگهدار
شوگا:چی شد گفتی؟
جین:آره گفت از آتیش فاصله بگیرین دو دقیقه دیگه اینجان
هوپی:آلو سلام
&: سلام در خدمتم
هوپی: می‌خواستم یه گزارشی انفجار بدم
&: انفجار ؟کجا؟
هوپی:توی پارکینگ بیمارستان...کوبا..کوبا..
&:چه زمانی و به چه دلیل ؟
هوپی:ما به آتش نشانی خبر دادیم، توی بیمارستان بودیم که یه صدا بلند اومد من این صدا رو میشناسم مطمئنم صدای انفجار بوده تقریبا دو سه دقیقه پیش بود اومدیم پایین که دیدیم همه چی داره آتیش میگیره
&:به آمبولانس خبر دادین؟
هوپی:جناب ما خودمون توی بیمارستانیم‌ چرا باید به آمبولانس خبر میدادیم
&:کسی توی پارکینگ بوده؟
هوپی: دقیقا نمیدونم ولی رفیق ما رفته بود پایین نیمدونم اون لحظه توی پارکینگ بود یا نه
&: خیلی‌ ممنون تا چند دقیقه دیگه تیم ما اونجاس
هوپی:ممنون بای
ته:برا کی زنگ زدی
هوپی:پلیس
نامی:چی؟دیوانه شده؟اگه ما رو بشناسن چی؟با گوشی خودت زنگ زدی؟
هوپی:با سیم‌کارت یک بار مصرف زنگ زدم
شوگا:ما جمع کنیم بریم ببینیم برا ا.ت چه اتفاقی افتاده
ته:کوک و بقیه رو بگیریم بریم
ساعاتی بعد ا.ت ویو_________________________________
ا.ت:م.من مردم؟اینجا ک.کجاست؟
؟؟؟:نترس توی هواپیمایی
ا.ت:چ.چی ؟تو کی هستی؟
؟؟؟:هه بعدا میفهمی فعلا دهنتو ببند و خفه یه جا بتمرگ
ا.ت: انفجار کار تو بود؟
؟؟؟:میبینم که زرنگم هم هستی
ا.ت:عوضی اشغال داری من و کجا می‌بری
؟؟؟:جایی که فکرشم نمیکنی
ا.ت: هع خیلی حرف تاثیر گزاری بود من در حال حاضر به هیچ جا فکر نمیکنم پس این خیلی تحدید ترسناکی نبود
؟؟؟:اوخییییییی واقعا؟(در حال مسخره کردن)
ا.ت:ارههههههههه واقعا (خونسرد)
؟؟؟:موندم چطور کوک تو رو تحمل میکرد(عصبی)
ا.ت:اولن مسائل خانوادگی ما به تو هیچ ربطی نداره دوما نمیخوای بگی داریم کدوم گوری میریم نه؟(خونسرد)
؟؟؟:اوکی اوکی من و نخور ، چرا باید بهت بگم؟
ا.ت:به شمالی ترین نقطه جنوب شرقی کوچه های کون عمه ی داداشه ، دایی ،خواهر،مادر،پسر ،بابات که نمیگی اصلا کی منت توی خرو می‌کشه گوساله
؟؟؟:اون فکت و ببند در مورد پدر و خواهر من نظر نده اشغال (داد)
ا.ت:هووووم پس داریم میریم ....اوممممم ماساچوست ؟
؟؟؟:هه چیه اسم عجیبیه؟(نیشخند)
ا.ت:هع عجیب ؟میخوای یه دونه بگم برات کیف کنی؟
؟؟؟:بگو
ا.ت:تو برگه مینویسم بلند بخون
؟؟؟:اوکی
ا.ت:بلند نخونی یعنی واقعا هست
؟؟؟:داری من و مسخره میکنی؟
ا.ت:(در حال نوشتن)
؟؟؟:خ.... یا خدا این چیه؟
ا.ت: آیا یادم رفت اگه بلند نخونی.......
.
.
.
‌.
.
.
.
.
.
.
خمارییییی 😁😁😁
ادامه دارد...
خداحافظ 😘😘😘
دیدگاه ها (۰)

آهنگ

آهنگ:swimآلبوم: ARIRANG#BTS#RM#jin#suga#j.hope#jimin#V#jk

تاجگذاری پارت ۲۸

تاجگذاری ادامه پارت ۲۷

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط