impossible dream -رویای محال
impossible dream -رویای محال
ep-5
من:آییییییی صورتم سوخت
مریم:پاشو گمشو دیگه دو ساعته دارم صدات میزنم
من:مگه رسیدیم
مریم:ووو بابا مای شیو ساعت خواب
از هواپیما اومدیم بیرون منو مریم بازم جیغ زدیم وای عالی بود درست شبیه چیزی بود که تصور میکردم
تو فرودگاه با مریم داشتیم میومدیم اون پشت من. من داشتم میرفتم اونم پشت سرم یهو من سمت راست تاپ خوردم
مریم پاش گیر کرد به چمدونم با مخ افتاد
از خنده پخش زمین شدم
مریم یهو بلند شد و گوشیمو که از جیبم افتاده بودو برداشت
مریم:بخند (گوشی رو نشونم داد )راست میگی بگیرش
یه خورده دوویدیم دنبال هم اخر موفق به دریافت گوشیم شدم یهو یه گله آدم ماسک رو صورت اومدن مردم دورشون جمع شدن
من:هه مریم نگاه این عتیقه ها
مریم:عررررر فاطی مثه این منگلا تیمرستانیا ماسک زدن
یهو یکی از اون پسر ماسکیا از پشتمون در اومد مریم پیرهنشو کشید و تابش داد سمت خودمون
مریم:هی یارو تیمارستانی اینا کین
پسر ماسکیه:اکسو ان
بعدم رفت
من:😢
مریم:😨
ep-5
من:آییییییی صورتم سوخت
مریم:پاشو گمشو دیگه دو ساعته دارم صدات میزنم
من:مگه رسیدیم
مریم:ووو بابا مای شیو ساعت خواب
از هواپیما اومدیم بیرون منو مریم بازم جیغ زدیم وای عالی بود درست شبیه چیزی بود که تصور میکردم
تو فرودگاه با مریم داشتیم میومدیم اون پشت من. من داشتم میرفتم اونم پشت سرم یهو من سمت راست تاپ خوردم
مریم پاش گیر کرد به چمدونم با مخ افتاد
از خنده پخش زمین شدم
مریم یهو بلند شد و گوشیمو که از جیبم افتاده بودو برداشت
مریم:بخند (گوشی رو نشونم داد )راست میگی بگیرش
یه خورده دوویدیم دنبال هم اخر موفق به دریافت گوشیم شدم یهو یه گله آدم ماسک رو صورت اومدن مردم دورشون جمع شدن
من:هه مریم نگاه این عتیقه ها
مریم:عررررر فاطی مثه این منگلا تیمرستانیا ماسک زدن
یهو یکی از اون پسر ماسکیا از پشتمون در اومد مریم پیرهنشو کشید و تابش داد سمت خودمون
مریم:هی یارو تیمارستانی اینا کین
پسر ماسکیه:اکسو ان
بعدم رفت
من:😢
مریم:😨
- ۹۲۱
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط