{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم ر

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ببوسم، اما اجازه نمیدهند...! یکی گفت: خواهرش است، مگر چه اشکالی دارد؟!! بگذارید برادرش را ببوسد...؛ گفتند شما اصرار نکنید نمیشود...! «این شهید سر ندارد»

⛅ ️ أللَّھُمَ عـجِـلْ لِوَلیِڪْ ألْفَرَج ⛅ ️
دیدگاه ها (۲)

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد ، گریه میکرد...میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد؛ گریه میکرد ..میگفت میخواهم صورت برادرم را بب...

دختری داد میزد ٫ گریه میکرد...میگفت میخواهم صورن برادرم را ب...

خواهری داد میزد گریه میکرد؛که میخواهم صورت برادرم را ببوسم ا...

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ... گریه ﻣﯿﮑﺮد، میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑ...

///ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ...گریه ﻣﯿﮑﺮد،میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ...

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ... گریه ﻣﯿﮑﺮد، میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط