{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گیرم که مضطرب شده ای، غم گرفته‌ای

گیرم که مضطرب شده ای، غم گرفته‌ای

دست مرا چه خوب ، که محکم گرفته‌ای

 

به به چه گونه های تر ِ دلبرانه‌ای

گلبرگ های قرمز شبنم گرفته‌ای

 

در "های وهوی" مجلس شادانه دیدمت

کز کرده ای و نوحه ی نو دم گرفته‌ای

 

عید آمد و لباس سیاهت عوض نشد

نوروز هم عزای محرم گرفته‌ای

 

چرخی بزن زمین و زمان زیر و رو شود

شعری بخوان، دوباره که ماتم گرفته‌ای

 

از بس برای خاطر تو گل خریده ام

حساسیت به میخک و مریم گرفته‌ای

 

عشق تو هیچ وقت نرفته است از سرم

با اینکه سالهاست به هیچم گرفته‌ای

 

گاهی اگر که عشق ترا دست کم گرفت

تقصیر توست دست مرا کم گرفته‌ای

 

 

آرش شفاعی
دیدگاه ها (۱)

تقصیر تو شد شعرم اگر مسأله ­ساز استزیبایـی  تو  بیش­تر از حد...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان عزیز ...

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشودچشم تو قسمت من بوده و باید بشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط