{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ســـایـــﮧ خاطراتـَتـــــ ..

ســـایـــﮧ خاطراتـَتـــــ ..

سَنگــینــے میـــڪــند بر هُجـــومـِ لــَــحظــــﮧ هـــایم

لَحظـــﮧ ــهایـــے ڪـﮧ پُـــر از نـَبودنـتــــ شُـــــد ـﮧ ..
دیدگاه ها (۱)

روزے مے رسَـد کـِﮧ دَر خیال خُـود جای خالے ام را حِس کـُـنے...

درانتظارآمدنت چشم به ناممکن ترین احتمال حضورت دوخته ام بیا...

בست هایـҐ פֿـالے انـב... جاے פֿـالے בست تو را هیچ چیز ...

فِڪــرِ تــو را פَــتـــے בَر میـــآטּ פֿَـــنـבه هــآیَـــ...

ریه‌هایم پر شده از فریاد‌هایی که در مغزم خاموش‌اند.

و دوستان درخواست دادن لاتیش رو پر کنیم😁و اینجوری لاتیش پر شد...

در رثای استقامت، وقتی داغ پدر ،غم همسر، کوچ خواهر و پر پر شد...

عاشقانه های شبنم

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

کاش می شد یک صبح کسی زنگ خانه هامان را بزند و بگوید بادست پر...

ای که در شب های دوری گریه میکردی برایمرفتی و بعد از تو دنیا ...

من فردا باید برم سگدونی- چیز مدرسه امتحان بدماونوقت دارم زار...

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚بــرایِ جـایِ خـالـیِ نـبــودنـتدارم بــهـای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط