{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبِ پنجــره

لبِ پنجــره
میزِ صبحانه ی تک نفره ی من است ؛

هـر صبـح
با تکّـه ای خاطرات
وَ یک فنجان چایِ تلخ
که با اشک هایم
کم رنگ و کم رنگ تر می شود،
تا آخـرِ شب
یک دلِ سیــر، یادت می کنم..#
دیدگاه ها (۱)

کشت ای دوست مرا غنچه ی زیبای لبتقتل عمد است به جای دیه لبخند...

روزیقبل از رسیدن به ابدبرای توستروزی برای فریاد دلدادگیبه تم...

سه تار مطرب شوقم گسسته سیم جانسوزمشبان وادی عشقم شکسته نای ن...

امروز که محتاج توام، جای تو خالی است فردا که می‌آیی به سراغم...

...

می‌خواهم رویای سیب‌ها را بخوابمپا پس بکشم از همهمه‌ی گورستان...

مثل آن چایی که می‌چسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم با دل‌های ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط