ما از همه بریدیم درست وقتی ک چشم هایمان را بستیم و دهانما

ما از همه بریدیم درست وقتی ک چشم هایمان را بستیم و دهانمان  را باز کردیم
و باتیرِ حرف ها قلب یکدیگر را هدف گرفتیم
همان وقتی ک من از بغض و اشک نای نفس کشیدن نداشتم
و #توو
تنهایی قدم زدن و سیگار دودکردن را ب بغل کردن من ترجیح دادی
ما خیلی وقت پیش از هم بریدیم همان روز اایی ک من برای دیدنت ب هر دری میزدم و تو خستگی و خواب را بهانه میکردی و از دیدن من فرار میکردی
همان وقتی ک از راه می رسیدی و ب جای بوسیدن من
ترجیح می دادی دکمه های پیرهنت ب انگشتانت بوسه بزنند
ما از هم #بریدیم
درست وقتی ک رو ب رویم بودی و من تلاش نمی کردم سرم را بلند کنم و نگاهت کنم
ما #بریدیمم
همان روز هایی ک حال بدِ بقیه مهم تر از حال من بود درست وقتی ک عزم رفتن کردم و #توو فقط نگاه میکردی
ما از هم #بریدیم
و
"عشق" هم نتوانست بهم وصلمان کند...
دیدگاه ها (۶)

I want to love you forever part 2

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 020"""""""""""""""""""""""""""""""...

Custom bride part : ۱۵

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 15مینهو پشت میز نشسته بود و به مدار...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مریض شدی)سونگمین/ا.تبا احساس گلو درد و س...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

پارت ۳۲ — «چیزی که دیگر نمی‌شد پنهانش کرد»خبر حمله به قلعه‌ی...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط