فیک وقتی عاشقت میشه پارت ۲۲
فیک وقتی عاشقت میشه پارت ۲۲
پارت آخر
ویو لیا
به خودم اومدم دیدم ساعت ۲شب وای نه حالا جواب مامانم رو چی بدم
من=کوکی چاگیا بیایید بریم دیگه بست
کوکی=من نمیتونم رانندگی کنم
چاگیا=براچی
من=نمیبینی انقدر مست کرده نمیتونه
چاگیا=منم بلد نیستم یعنی بلدم ولی یه کم
من=اشکال نداره سوارشو رانندگی کن
تو ماشین نشسته بودیم کوکی چگایا داشتن باهم حرف میزدن منم از استرس مامانم بابام پاها میلرزید
چگیا برو دیگه پر سرعت تر برو
داشتیم حرف میردیم که یهو جلومون یه کامیون بزرگ میاد و بله تصادف میشه
تهیونگ= وای پس این دختر کجاست الان ۳ ساعت جلو در خونشون وایسادم گوشیشم خاموش
بزار یه بار دیگه زنگ بزنم
داره بوق میخوره
پلیس =الو
تهیونگ=سلام ببخشید شما
پلیس=شما کی این خانوم میشید
تهیونگ=یعنی چی
پلیس=من پلیس هستم صاحب این گوشی تصادف کردن
تهیونگ=نه نه کدوم بیمارستان
پلیس =لطفا آروم باشید
تهیونگ=گفتم بگو کدوم بیمارستان
بعدز اینکه پلیس آدرس و اسم بیمارستان رو گفت سری تر خودم رو رسوندم
وقتی که رسیدم دیدم تو بیمارستان جیغ داد به راه انداختن
دیدم همه دارن به سمت اتاق لیا میرن منم بدو بدو رفتم
تهیونگ=خانوم دکر لطفا بگید چی شد نه نه درو نبند لطفا نه نه نعععععععععع
بعدز ۲۰ دقیقه دکترا اومدن بیرون
دکرتر=لطفا خون سرد باشید متسفانه توم کردن
تهیونگ=چی داری میگی من اینجا رو روسرتون خراب میکنم باید پاشه کجا دارید میبرینش
مامانم=دختر نه وای خدا نه دخترم نبرینش
بابام=نمیزارم ولش کنید ولش کنید نه💔
بله بچه ها بزارید خلاصه بگم
بعدز مردن لیا تهیون تبدیل شد به یه آدم سرد و بی احساس کوکی و چاگیام زنده موندن
مادر پدر لیا دیگه ار کره گذاشتن رفتن آمریکا
دختر عمو =تهیونگ گذاشت رفت آمریکا
بعدز لیا چاگیا دیگه با هیچ کس دوست نشود هیچ کس
) و تمام)
امیدوارم خوشتون اومده باشه از فیک من میدونم خیلی بد تموم شد ببخشید 🥺
پارت آخر
ویو لیا
به خودم اومدم دیدم ساعت ۲شب وای نه حالا جواب مامانم رو چی بدم
من=کوکی چاگیا بیایید بریم دیگه بست
کوکی=من نمیتونم رانندگی کنم
چاگیا=براچی
من=نمیبینی انقدر مست کرده نمیتونه
چاگیا=منم بلد نیستم یعنی بلدم ولی یه کم
من=اشکال نداره سوارشو رانندگی کن
تو ماشین نشسته بودیم کوکی چگایا داشتن باهم حرف میزدن منم از استرس مامانم بابام پاها میلرزید
چگیا برو دیگه پر سرعت تر برو
داشتیم حرف میردیم که یهو جلومون یه کامیون بزرگ میاد و بله تصادف میشه
تهیونگ= وای پس این دختر کجاست الان ۳ ساعت جلو در خونشون وایسادم گوشیشم خاموش
بزار یه بار دیگه زنگ بزنم
داره بوق میخوره
پلیس =الو
تهیونگ=سلام ببخشید شما
پلیس=شما کی این خانوم میشید
تهیونگ=یعنی چی
پلیس=من پلیس هستم صاحب این گوشی تصادف کردن
تهیونگ=نه نه کدوم بیمارستان
پلیس =لطفا آروم باشید
تهیونگ=گفتم بگو کدوم بیمارستان
بعدز اینکه پلیس آدرس و اسم بیمارستان رو گفت سری تر خودم رو رسوندم
وقتی که رسیدم دیدم تو بیمارستان جیغ داد به راه انداختن
دیدم همه دارن به سمت اتاق لیا میرن منم بدو بدو رفتم
تهیونگ=خانوم دکر لطفا بگید چی شد نه نه درو نبند لطفا نه نه نعععععععععع
بعدز ۲۰ دقیقه دکترا اومدن بیرون
دکرتر=لطفا خون سرد باشید متسفانه توم کردن
تهیونگ=چی داری میگی من اینجا رو روسرتون خراب میکنم باید پاشه کجا دارید میبرینش
مامانم=دختر نه وای خدا نه دخترم نبرینش
بابام=نمیزارم ولش کنید ولش کنید نه💔
بله بچه ها بزارید خلاصه بگم
بعدز مردن لیا تهیون تبدیل شد به یه آدم سرد و بی احساس کوکی و چاگیام زنده موندن
مادر پدر لیا دیگه ار کره گذاشتن رفتن آمریکا
دختر عمو =تهیونگ گذاشت رفت آمریکا
بعدز لیا چاگیا دیگه با هیچ کس دوست نشود هیچ کس
) و تمام)
امیدوارم خوشتون اومده باشه از فیک من میدونم خیلی بد تموم شد ببخشید 🥺
۷.۹k
۲۵ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.