{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیبایی زمرد

زیبایی زمرد
پارت 1
یک روز مثل همیشه
لوید : انیااا بیدار شو بیدار شووو

انیا : با.. با. شه من بیدارم من بیدارم خخخخخخ
لوید : دیرت شده

انیا : چییی
سریع پاشد رفت اماده شد
یور : انیا لوید سان بیاید صبحونه
بخورید
انیا : من دیرم شده
یچیزه کوچیکی خورد و رفت
انیا رسید مدرسه
انیا داشت میرفت که یهو یچیزی با سرعت زیاد بغلش کرد انیا نگاه کرد ببینه کیه دید بکیه
بکی : سلام انیااااا
انیا : باشه باشه سلام

ویو دامیان
داشتم میرفتم که دیدم این دوتا شبیه اوسکلا به هم چسبیدن یه نگاه کردمو رفتم
انیا : هی چرا اینجوری نگاه می کنی
که یهو زنگ خورد رییینگگگ ریننگگ

انیا با بکی رفتن کلاس که یهو دیدن

ادامشو شما حدس بزنید 😁😁
و اینکه چطور بود✌️😉✌️
دیدگاه ها (۶)

سلام پس از کلنجار های زیاد با خودم تصمیم گرفتم که اسم رمان ب...

راستی من یه چیزی فرامون کردم دوباره لوید جاسوسیش تموم شد ولی...

حسم به تو....(فصل²p19:یوری:(اها پس رو دخترش حساسه... هه میتو...

حسم به تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط