{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان کوتاه پلیکان نباشیم می گویند پلیکانی در زمستان سرد

داستان کوتاه پلیکان نباشیم می گویند پلیکانی در زمستان سرد و برفی برای جوجه هایش غذا گیر نمی آورد.
ناچار با منقارش از گوشت تنش می کَند و توی دهان جوجه هایش می گذاشت.
آنقدر این کار را کرد تا ضعیف شد و مُرد.
یکی از جوجه ها گفت:
آخیش! راحت شدیم از بس غذای تکراری خوردیم!
وقتی فداکاری می کنیم، انتظار داریم در مقابلش ناسپاسی نبینیم اما بیشتر اوقات می بینیم. مرز میان ناسپاسی و خودخواهی باریک است.
هر دو جزو صفت های بد به شمار می روند اما هر آدمی حق دارد زندگی کند. حق دارد خودخواه باشد. کسی برای فداکاری بی اندازه هم مدال نمی دهد.
عموماً آدم های خیلی فداکار در تنهایی شان گله می کنند از ناسپاسی اما ترجیح می دهند فداکار شناخته شوند تا آدمی که به فکر خودش است.
گاهی به فکر خودتان باشید.
از زندگی تان لذت ببرید. اینطور در گذر زمان کمتر پشیمان می شوید. کسی برای فداکاری بی اندازه به آدم مدال نمی دهد.
#فردوس_برین
دیدگاه ها (۸)

#حکایت ﻣـﺮﺩﯼ ﺑـﻪ همسرش ﮔـﻔـﺖ: "ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧـﻢ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﭼـﻪ ﻛـﺎﺭ ﺧ...

دستبندش صورتیه 😁 #طنز #فردوس_برین

فرهنگی زیبا در کشور آلمان در آلمان دور انداختن هرگونه بطری ش...

داستان کوتاه 📚ﻃﻮبی ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ...‏«ﻫﻤﻪ» ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﻬﻠﻢ ﻧﺸﺪﻩ،...

سناریو توکیو ریونجرز

فکر می‌کنم مدتی‌ست علاج زندگی را پیدا کرده‌ام.«دوست داشتن غم...

مکتب ترنم خیال

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط