آقای دکتر امشب باهاش رفتم بیرون داشتم باهاش حرف میزدم

آقای دکتر، امشب باهاش رفتم بیرون داشتم باهاش حرف ‌میزدم؛
نمیدونم چرا هرکی رد میشد نگام میکرد به بغلیش میگفت
نگا دیوونه رو!؛
با خودش حرف میزنه.

#هومان_صادقی
دیدگاه ها (۱)

نوشته بود: هر چند وقت، موقت از هم جدا بشید، یا میفهمید که چق...

ما هم عجب نسلی بودیمبه ما که رسید رودخانه‌ها خشکیدجنگل‌ها سو...

اگه یکیو دارید که؛وقتی تو خیابونی با محکم گرفتن دستت،وقتی تو...

داستان چیست؟⛅🌱

خط قرمز؟ویو رایا:امروز با دوستام اومده بودم بار داداشم نمیدو...

چند پارتی *وقتی دوست داداشت بودو....part1داداشم وارد اتاق شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط