{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از جدا شدن نوشتی؛ رو تن زخمی هر برگ

از جدا شدن نوشتی؛ رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم؛ نازنینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میان این همه دیوار
تو با لبخندی نوشتی همنفس خدانگهدار
دیدگاه ها (۱)

خواستم هرچه را که بوی تو میداد بسوزانم... جانم اتش گرفت...!

الناز شاکردوست

می رسد روزی که سهم ما از هم فقط یک "یادش به خیر" ساده باشد و...

اگر خوبان عالم جمع باشند یقینا نزد من تو بهترینی، اگر از خوب...

«خاک این بادیه از برگِ گل آکنده شده‌ست؟یا تنِ توست که در دشت...

my love part 63

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 80・⁠]⁠ᕗ اونا این دوست داشتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط